سید محمد جواد ذاکر طباطبایی
   
سایت سيد
-



جستجو در سایت سيد
Google

در سایت سید
در كل اينترنت
سایت سيد معرفي ميکند
پيوندی از سایت سيد
 
***

داغدار عزیزترین فرد زندگیم هستم،
از غیبتم در این ایام پوزش میخوام...

پُستهای معوقه را در پایین مطالعه فرمایید

***
***

سلام علیکم خدمت عزیزان سایت سید

دوستای نازنینم روزهای بسیار بدی رو میگذرونم و

خیلی محتاج دعاتون توهمین روزای پایانی ماه هستم

انشالله بحق همین شب عزیز با دلهای پاکتون باعث بشید

تا آخر ماه این روزهای سیاه من هم به سر بیاد

پيش بينى مهمّ امام هادی علیه السلام:

مرحوم طبرسى ، راوندى ، إ ربلى ، ابن شهرآشوب و برخى ديگر از بزرگان آورده اند:
يكى از اصحاب حضرت ابوالحسن ، امام هادى صلوات اللّه عليه به نام محمّد بن فرج رُخجى حكايت كند:

روزى امام عليه السلام برايم نامه اى را به اين مضمون فرستاد:
اى محمّد! مسائل و امور خود را بررسى كن و تجهيزات لازم را فراهم ساز.
هر چه فكر كردم منظور امام عليه السلام چيست ، متوجّه نشدم تا آن كه پس از گذشت چند روز، مأ مورى از طرف حكومت آمد و مرا به زندان برد و دست و پايم را با زنجير بستند و تمام اموالم را ممنوع التّصرف اعلام كردند.
مدّت هشت روز با چنان حالتى در زندان به سر بردم ، تا اين كه نامه اى ديگر از آن حضرت در زندان به دستم رسيد كه در آن مرقوم فرموده بود: اى محمّد! سعى كن در ضلع غربى زندان سُكنى و منزل ننمائى .
هنگامى كه نامه را خواندم بسيار تعجّب كردم و با خود گفتم : من در زندان هستم و امام عليه السلام براى من چنين مطلبى را مى نويسد، در صورتى كه سرنوشت من معلوم نيست .
چون دو سه روزى از آمدن نامه حضرت گذشت ، ماءمورى آمد و زنجيرهائى كه بر دست و پاى من بود باز كرد و مرا از زندان آزاد گردانيد، بعد از آن ، نامه اى براى امام هادى عليه السلام فرستادم تا از خداوند متعال درخواست نمايد اموال و ثروتم را بازگردانند.
حضرت در جواب نامه من ، مرقوم فرمود: به همين زودى اموال تو را به تو بر مى گردانند و اگر هم آن ها را به تو ندهند، ضرر و زيانى به تو نخواهد رسيد، چون تو از آن ها بهره اى نخواهى برد.
ست - گويد: هنوز محمّد بن فرج به عسكر - يعنى سامراء - نرسيده بود كه دستور آزادى كليّه اموالش صادر شد، ولى پيش از آن كه نامه رفع ممنوعيّت از اموال به دستش برسد مرگ او را ربائيد و از دنيا رفت و طبق پيش بينى امام عليه السلام بهره اى از أ موال خود نبرد.

پی نوشت:
إعلام الورى طبرسى : ج 2، ص 115، الخرايج و الجرائج : ج 2، ص 679، ح 9، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 409، كشف الغمّة : ج 2، ص 380، بحار: ج 50، ص 140، ح 25.

۲۶/۷/۱۳۹۲

***
***

نمیدونم چند نفرتون اطلاع داشتید

که امروز، هشتم مرداد، تو میدون امام حسین(ع) تهران اجتماعی به نام مدافعان حرم برپا بود، با سخنرانی حاج آقا پناهیان و مداحی عزیزان بنی فاطمه، هلالی، بهمنی و مقدم  و حضور یه جمعیت چشمگیر... چه لعنهایی فرستادن، چه ذکرهایی گفتن، یاد سید هم کردن، شعرهای سید هم خوندن، یاحسین غریب مادر و...
قصدم تبلیغ و این چیزا نیست... بحث من، درد من یه جای دیگه است... همه چیز عالی بود اما چرا این همه زیبایی تو هیچ رسانه ای، تو هیچ اخباری بازتاب نداشت؟!... مگه این کشور و رسانه اش شیعه نیستن؟! مگه درد حرم ندارن؟! چرا اون سر دنیا یه قطار چپ میکنه رسانه همه اخبارشو پیگیری
میکنه اما چه بر سر حرمین ما داره میادو نمیگن؟! چرا هر روز فلسطین و مصر چه خبره و آمار کشته شده هاشون چقدره تو رسانه اعلام میشه اما چیزی از هتاکی به حرمین و شیعه کُشیها پخش نمیشه؟! چرا برا دفاع از قدس روز اختصاص میدن و برا هر مسخره بازی سیاسی راهپیمایی برگزار میکنن و از زمین و آسمون پوشش خبری میدن اما خیلی راحت چشماشونو رو این اجتماعاتی که بوی شیعه گی میده میبندن؟!...
حواستون هست چی دارید به سر کشورمون، رسانه
مون، شیعه گی مون میارید؟؟؟
طفلکی بعضیا دردشون این بود که چرا صدای سید تو رسانه پخش نمیشه، چرا رفتن سید تو رسانه اعلام نمیشه، نمیدونستن درد خیلی عمیق تر از اینهاست، این سید نیست که بخاطر سلیقه شخصی رسانه سانسور میشه، این شیعه گی که... آره، اصلا بعید نیست یه روز به خودمون بیایم که حتی  اشهد ان علیاً ولی الله  رو هم از اذان این کشور گرفته باشن...

اجتماع بزرگ مدافعان حرم

قسمتی از عکسها و فیلمهای این مراسم رو میتونید در
وبلاگ دیوانگان امام حسین(ع)
و سایت بهشت تماشا نمایید

۸/۵/۱۳۹۲

***
***

سایت سید با یک مشکل جدی روبرو شده
و امیدوارم هر چه سریعتر حل بشه
و مثل قبل قربانی ِ ... نشیم

۹/۳/۱۳۹۲

***
***

برای شما:

سلام علیکم... بعضی از عزیزان در پیغامهای خصوصی جویا شده بودند: "با توجه به اینکه اعلام شده بود پست سالگرد تکمیل میگردد، چرا این اتفاق نیفتاد!؟"
دلیلش فقط کم لطفی دوستداران سید و بینندگان سایت است... بنده هیچگاه در تمام این سالها گدایی نظر و بازدید برای سایت سید از هیچکس نکردم چون اینجا مال من نیست، برای سیده و فکر میکردم افرادی هستند که راست میگن دوستش دارند و ازش پشتیبانی میکنند... ولی دروغ بود، روز به روز بهم بیشتر ثابت شد... اینجا همه فقط تماشاچی اند، ایام سالگرد آنقدر آمار بازدید سایت بالا بود که خیلیها در خوابشان هم تصوری از این ارقام ندارند، ولی در سکوت آمدند و رفتند... اگر برای دل خودم سایت زده ام پس همین مقدار کافی بود، اگر اینجا خانه دل دیگران هم هست من دیگرانی نمیبینم!... اینجا همه تشنه ی چابلوسی اند و من از این اخلاقها ندارم... 
از این پس همه چیز متقابل است و چیزی برای تماشاگران نمیماند چون دیدنیها و شنیدنیهای ویژه به طور خصوصی برای عزیزانی که با سایت در ارتباطند ارسال میشود... یاحق...

***
***

عرض سلام خدمت تمامی عزیزان سایت سید

به استحضار میرسانم کنفرانس سید امروز با حضور تعدادی از
دوستان وبلاگنویس بسیار پُربار و به یاد ماندنی برگزار گردید
که از ایشان به خاطر حضور صمیمی و گرمشان نهایت تشکر را دارم
متاسفانه بعضی از عزیزان نیز به دلایلی به کنفرانس نرسیدند و
جای خالیشان کاملا احساس میشد که انشالله شاهد حضورشان در
برنامه های آتی سایت سید باشیم و از محضرشان بهرمند شویم

جا دارد به اطلاعتان برسانم با توجه به روز خوبی که در کنار
دوستان گذراندیم، سایت سید قصد دارد در آینده به مناسبات مختلف
اینچنین کنفرانسهایی را مجدداً برگزار نماید و انشالله اینبار دیگر
عزیزان نیز بتوانند در این برنامه ها شرکت نمایند

منتظر اعلام کنفرانسهای بعدی باشید

۱۴/۷/۱۳۹۱

***
***

عرض سلام خدمت تمامی عزیزان سایت سید

بار دیگر در قم به مناسبت دو میلاد فرخنده در کنار هم خواهیم بود

۲۸شهریور ماه۱۳۹۱به مناسبت ولادت حضرت معصومه(س)

۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۱ به مناسبت سالروز تولد سید

عزیزانی که در این ایام قصد شرکت در برنامه های سایت سید دارند

در این پست به بنده اطلاع دهند تا هماهنگیهای لازم صورت گیرد

درضمن سامانه پیامک سایت سید

که مدتی مشکل داشت، فعال میباشد

۲۲/۶/۱۳۹۱

***
***

حتی اگر به مزاجت خوش نمی آید، بخوان...

سکوت که میکنم... میشنوم... صدای مردمانت را... ترسهاشان را... نگرانیهاشان را... مردمانت دارند رنج میکشند... دلهره دارند... دلشوره دارند... انگاری کسی دارد در درونشان، در دلهاشان رخت میشوید... میترسند... میترسند از این دنیایی که چیزهاشان، هیچ چیزشان، سرجایشان نمیمانند... میترسند از این دهانی که باز شده و دارد دنیاشان را کم کم میبلعد... به گمانم مردم دارند بی دلیل میترسند... به نظرم یک نفر دارد بی دلیل مردم را میترساند... یک نفر میگفت مجسمه هاشان را دزدیده اند... من ندیده بودم کسی برای گم شدن مجسمه ای بی جان چنین بگرید... اما این روزها مردم جاندار برای هر چیز بی جانی هم دچار دلهره و ترس میشوند... خدایا، به این مردم آرامش بده... بگذار رویاهاشان پریشان نباشد...

با آفریده های خویش چه کرده ای! به سیاره ای متلاشی شده میمانند که پاره پاره در جای جای زمین پاشیده اند... درد میکشند... غمگینند... دلهای شکسته ی خویش را به دوش میکشند... غمگینی آدمهایی که دوستشان دارم، غمگینم میکند... گاهی دلم میخواهد گوشه های لبهاشان را با انگشتهایم بالا ببرم که شاید خنده یادشان بیاید... اینکه کاری از دستم برنمیآید و زورم به دنیا نمیرسد، تلخ است... زیادی تلخ است...

این روزها عزیزان از سکوتم در برابر هتاکیهای اخیر مینالند... همیشه سکوت معنی رضایت نمیدهد، تا به حال شده بغض چنان گلویت را بگیرد که نتوانی چیزی بگویی، حتی سر بلند کنی؟... اصلاً معنی مطالب پست قبل را متوجه شدید؟؟؟ آن مخاطب خاص، که رب العالمین بود را میان خطوط یافتید؟؟؟ بگذارید از ابتدا شروع کنیم:

آری، همین چند روز پیش بود، شخصی معلوم الحال از آنسوی دنیا چرندیاتی را منتشر کرد... من آن را نشنیدم بلکه خبرش در سایتها و صفحات و محافل به اصطلاح مذهبیان به من رسید!... متعجب شدم، نه از بابت آن چرند و چرندگو، بلکه از چیزی ماورای این ناچیز... تا به حال به گوشتان خورده موسیقی حرام است؟!. این موسیقی که دانلود کردید و شنیدید و پخش کردید و خبرش را همه جا جار زدید حلال بود؟!. خدا شاهده از چندین و چند بدمذهب جویا شدم، حتی طرف را هم نمیشناختند چه رسد به شنیدن خبرش!... تا به حال چیزی درباره جنگ نرم شنیده اید؟!. واقعاً او چه میخواست؟... جز اینکه شنیده شود و خشمتان را برانگیزد؟... آفرین بر شما که خواسته اش را بی چون و چرا اجابت کردید!... متاسفم، از چیزهایی که دیدم و شنیدم... نتیجه این بود: به اصطلاح مذهبیان آنقدر که از زندگینامه ی این یارو باخبرند از زندگانی امام هادی(ع) خود خبر ندارند! آنقدر که خزعبلات این یارو را از این سر دنیا دانلود کرده اند آمارش هزاران برابر پرطرفدارترین مداحی سرزمین خودشان شده! آنقدر که این روزها بازار صحبت و بلوتوثِ پرت و پلاهای این یارو در هیئات و محافلاشان داغ است دیگر وقت به عرض ارادت به صاحت امام زمانشان نمیرسد!...
سینه سوخته هاشان سینه سپر میکنند و فحش ناموس به آن بی ناموس میدهند!!! و یا تیتر میزنند که فلانش میکنیم!!! این عزیزان تازه به دنیا آمده اند یا تازه به جرگه ی مذهبیان پیوسته اند!!!؟ این همه هتاکی به قرآن و پیغمبر(ص) و ائمه(ع) شد کجا بودند؟!... کدامیک نارنجک به خود بستن و خود را فدای دین کردند؟!... زیاد به خودتان فشار نیاورید، شما با جهانی کردن چرت و پرتهای این ملعون کارتان را کردید، هلاکتش را بسپارید به همانی که سلمان رشدی لعنت الله علیه را به درک واصل کرد...

و اما بحث حرم حضرت رقیه(س)، آیا به یاد دارید که تا به حال شخصی یا گروهی قبل از انجام اینگونه خرابکاریها تهدید کرده باشد!؟... در دو حالت امکانش هست: ایجاد رعب و وحشت یا اخاذی و بیان خواسته ای متقابل!... فکر نمیکنم واکنش به هر دو حالت، پریشانی باشد... خب میتوانیم دعا بکنیم یا برویم همانطور که از سامرا و کاظمین و کربلا و نجف و بیت المقدس حمایت کردیم از دمشق هم پشتیبانی کنیم!...

نمیدانم، شاید این حرفها به مزاجتان خوش نیاید و حال، سکوتم را ترجیح دهید... اما بد نیست گاهی تلخی سخنی، شیرینی عقلمان را از بین ببرد... به خودمان بیاییم و بفهمیم شعری که شنیده نشود فرقی با شعری که سروده نشده ندارد و بزرگ کردن اتفاقی که نیفتاده فقط ایجاد یک سرگرمیست... گاهی باید ایمان به خالق هستی داشت و هر آن چیز که آزارمان میدهد را واگذاریم تا به نیستی بکشد، گاهی باید کمر همت ببندیم و خود وارد میدان جهاد شویم... تا به اینجای کار که نه به اولی دلسپردید و نه به دومی سر...

۱/۳/۱۳۹۱
***
***

برای دیدن عکسها و فیلمهای مجالس

ایام آخر ماه صفر در مشهد

به لینکهای زیر مراجعه نمایید:

وبلاگ دوستدار سید          وبلاگ دیوانگان ارباب

۱۱/۱۱/۱۳۹۰

***
***

سلام علیکم خدمت تمامی عزیزان سایت سید

بنا به رسم هر ساله از ۲۸صفرالخیر تا اول ربیع الاول

به همراه هیئات و عزاداران آل الله(ع) در مشهد مقدس میباشیم

عزیزانی که در این محدوده زمانی قصد آمدن به آنجا را دارند

در قسمت نظرات پیغام گذاشته و نام و شماره همراه برایم بگذارند

مجموعه مداحیهای مناسبت شهادت امام رضا(ع):

بچه بودم یه عکسیو...          باز این دلم هوای (۱)...         باز این دلم هوای (۲)...

دل بسته ام بر یاد تو...          عشق رضا سرنوشت من...       سقاخونه امام رضا...

رضا تمام هستم...

۲۷/۱۰/۱۳۹۰

***
***

سلام علیکم خدمت تمامی عزیزان سایت سید

سایت سید در دهه اول محرم الحرام

با تصاویری از عزاداری عشاق آل الله(ع)

در کربلا، مشهد، قم و شهرهای دیگر ایران

بروز رسانی میگیرد...

۵/۹/۱۳۹۰

***
***

اطلاعیه مهم!!!

بدین علت که چاپ اول کتاب ذاکر افلاکی

در گذر بیست روز از پخش آن تمام شده و 

تنها تعداد محدودی نزد سایت سید موجود میباشد

عزیزانی که مایل به داشتن این مستند بی نظیرند

 تا پایان این هفته آدرس کامل خود را به همراه نام، کدپستی و 

شماره تماس در نظرات بگذارند تا اول هفته برایشان پست نمایم

ناز قد رعنات تماشا داره ای گل                     چشم خوش شهلات تماشا داره ای گل

خال رخ زیبات تماشا داره ای گل                      جای تو سر و پا تماشا داره ای گل

دستان تو را بوسه زنم یا کف پا را                   در سجده ی ابروت کنم شکر خدا را

عمریست به دام سر زلف تو اسیرم                       دیوانه شدم هیچ نصیحت نپذیرم

خواهم که سر راه تو ای ماه بگیرم                      یکبار تو را بینم و صدبار بمیرم

ما در به در روی تو و موی تو هستیم                افتاده ی سرو قد دلجوی تو هستیم

ما مست و خرابیم زپیمانه ی مهدی                   جایی نرویم غیر در خانه ی مهدی

یارب برسان صاحب ما صاحب ما را

(امام صادق (ع) : در روزگار غیبت هر صبح و شام منتظر فرج باشید...)

۲۵/۴/۱۳۹۰

***
***

þ  پس از گذشت یک ماه از برگزاری دومین
نظرسنجی سایت سید
نتیجه آنرا اعلام میدارم:

 

 

 

انشالله سعی میکنم بیشتر از گذشته در مورد

موضوعاتی که رأی بالاتری دارند فعالیت کنم...

 


þ      و اما جوایز ویژه سایت سید در این ماه:

برنده جوایز این دوره به دو نفر میباشند 

^  جایزه اول تعلق میگیرد به شخصی که تا کنون بیشترین پیامک را به سامانه فرستاده مالک شماره ی ۶۷۴۵...۰۹۱۷

^  جایزه دوم تعلق میگیرد به زیباترین پیامک ماه گذشته سایت سید که توسط شما عزیزان انتخاب میگردد به گونه ای که از بین پیامک های ستاره دار اردیبهشت ماه، انتخاب خود را اعلام نمایید

برنده تا اخر این هفته با رأیتان مشخص میشود

 

و اما یکی از جایزه دور بعد، تعلق میگیرد به شخصی که بیشترین آمار نظردهی در سایت سید در این ماه را به خود اختصاص دهد

 


  þ  گوشه ای از آمار سایت سید در یک ماه گذشته:

 

۱/۳/۱۳۹۰

***
***

اولین خبر خوب مربوط به سید میشه:

نمیدونم چرا عادت کردیم وقتی تو اینترنت گشتی میزنیم و دنبال اثری از نام سید میگردیم، زوم کنیم رو سوژه هایی که دلخورمون میکنه و با انتقالش حال بقیه رو هم بگیریم... اما اگه یه روز از دنده راست بلند شیم و با دل دریاییمون دنبال نام دریادلمون بگردیم به چیزایی برمیخوریم که... سایت خبرگزاری آینده روشن رو که باز کنی میبینی بین اون همه خبرای ریز و درشت، بعد از ۵سال از رفتن سید، هنوز پُر بیننده ترین تیترش مربوط به سیده!!!

دومین خبر خوب مربوط به جده سادات میشه:

در دانشگاه تهران نمایشگاهی به نام کوچه های بنی هاشم از تاریخ ۲۸فروردین تا ۱۷اردیبهشت برپاست که بازدید از اون بین ساعت ۱۱:۳۰ الی ۱۸خالی از لطف نیست!!!

سومین خبر خوب مربوط به نمایشگاه کتاب میشه:

بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از تاریخ ۱۴ تا ۲۴ اردیبهشت در مصلا برگزار میشه که علاقمندان به کتاب و نشستهای اهل قلم میتونند بین ساعت ۱۰ الی ۲۰ از آن استفاده کنند!!! 

۱۴/۲/۱۳۹۰

***
***

سلام علیکم خدمت تمامی عزیزان سایت سید

از حضورتون قدردانی میکنم که خواننده این پُست میباشید

همونطور که ملاحظه کردید بعد از گذشت ۵ روز از پُست قبلی و اطلاع رسانی کامل کسی برای دریافت جایزه مراجعه نکرد! البته نکته اصلی هم در طرح این موضوعیت برای جایزه همین بود چون من با چک کردن آی پی ها به خوبی میدونستم جز یک مورد که شوخی یکی از عزیزان بود بقیه نظرات این گزینه کار یک نفر است که همیشه از مخالفین بی دلیل سایت سید بوده... و قصدم از طرح موضوعیت دوم هم این بود که به عزیزان یادآوری کنم این شماره همونطور که تاکید شده مخصوص پیام کوتاه ست و این کاملا نامعقوله که افراد با این شماره تماس بگیرند مگر اینکه... که در هر صورت چیزی عایدشون نمیشه...

 

و اما جایزه اصلی دوره اول رو اختصاص دادم

به زیباترین پیامک ماه گذشته سایت سید

که تعلق میگیرد به ارسال کننده پیامک زیر

 

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند ولی آنان را ببخش/اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان باش/اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند ولی شریف و درستکار باش/نیکیهای امروزت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش/بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد/در نهایت میبینی که هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو مردم...

1131...0939

 

(البته باید اظهار کنم این انتخاب از بین تمام پیامکهای زیبای شما عزیزان

به واقع کار بسیار سختی بود امیدوارم باعث دلخوری نشده باشم...)

 


در آخر هم چند تا مداحی از سید برای پروین عزیز

و دیگر دوستان در سایت قرار میدم:

 

(توجه داشته باشید که اگرچه ممکنه اسامی مداحیها براتون آشنا باشه

ولی مطمئناً با دانلود اونا اجرای متفاوتی از سید رو گوش خواهید داد...)

 قدم آهسته گذارید...                          زینبو تنها نذار... 

 بشکست اگر دل من... 

 اگه دیوونه ندیده ای...        میان دلبران دل بر تو بستم... 

۵/۲/۱۳۹۰

***
***

þ  پس از گذشت یک ماه از برگزاری

اولین نظرسنجی سایت سید

نتیجه آن را اعلام میدارم:

 

 

 


þ      و اما جوایز ویژه سایت سید در این ماه:

در دوره ی اول تصمیم گرفتم جوایز رو به دو گروه اختصاص دهم

 

^      گروه اول مربوط به نظرسنجی

 

که تعلق میگیرد به نظر دهندگان به گزینه افتضاح

 

 

^      گروه دوم مربوط به سامانه پیام کوتاه

 

که تعلق میگیرد به افرادی که به جای ارسال

 

پیامک، با سامانه تماس میگرفتند

 

(این عزیزان لطف کنند در قسمت نظرات این پست ضمن معرفی خود،

دلیل انتخاب این گزینه را بیان کنند و جایزه بگیرند)

 

البته توجه بفرمایید موضوع جوایز در هر دوره تغییر میکند

و جا دارد تشکر فراوان داشته باشم از

عزیزانی که در نظرسنجی به گزینه عالی رأی دادند

و عزیزانی که پیامکهای بسیار زیبا به سامانه پیام کوتاه ارسال کردند

بنده ضمن پوزش از ایشان به خاطر انتخاب موضوع جوایز دعوت میکنم

حتماً خواننده پست بعدی سایت باشند...

 


þ   گوشه ای از آمار سایت سید در یک ماه گذشته:

 

 

۱/۲/۱۳۹۰

***
***

سلام علیکم

میدونم مشتاقانه منتظر نتیجه اولین نظرسنجی سایت سید هستید

این پست امشب در سایت قرار میگیرد

به همراه گوشه ای از آمار سایت و جوایزی ویژه برای عزیزانی ویژه

۳۱/۱/۱۳۹۰

***
***

با تشکر فراوان از شرکت عالی عزیزان در نظرسنجی

(با توجه به حضورمان در ایام نوروز) و

لطف بی اندازه تان در ارسال پیامها به سامانه پیام کوتاه

سایت سید تقدیم مینماید:

در نظر دارم بخشی را به صورت هفتگی به گلچینی از

پیامهای زیبای شما مهربانانم (با ذکر بخشی از شماره)

در سایت سید اختصاص دهم

انشالله که مورد توجه و استفاده قرار گیرد...

۱۳/۱/۱۳۹۰

***
***

به رسم ایام آخرصفر هرسال وعده دیداری تنظیم میکنیم با عزیزانی که سعادت دارند درچنین روزهایی درمشهد حضور داشته باشند که انشالله بتونیم درخدمتشون باشیم و باهماهنگی از برنامه ها استفاده کنیم...

بنده روزهای ۱۳ و ۱۴ بهمن ساعت ۱۳:۳۰ در محل کتیبه امام خمینی واقع در صحن قدس با نشان شال مشکی رو در نظر گرفتم

اگر زمان دیگری مدنظرتون هست در قسمت نظرات اعلام کنید
که تا قبل از سفر
تغییرات رو اعمال کنم...

اگر در مکان مورد نظر منتظر بمونید حتما متوجه حضور یکدیگر خواهیم شد انشالله...

 ۸/۱۱/۱۳۸۹

***
***

میدونم خیلیا الان با یه عالمه علامت سوال و علامت تعجب بالای سرشون اومدن اینجا که بپرسن چرا وبلاگ سید دقیقاً در چهل و چهارمین ماهگرد سید و چهارمین سالگرد خودش بسته شده؟؟؟!!!... و جالب اینه که منم جواب این سوالو نمیدونم و هنوز برام تفهیم اتهام نشده ولی هم من و هم شما خوب میدونیم که وبلاگ سید به دور از هرگونه دخالت در مسایل اجتماعی-سیاسی-فرهنگی اهدافی مذهبی رو دنبال میکرده که برای هر بنی بشری سود داشته که ضرر نداشته... اینو میشه به طور شفاف در جای جای متنها، کنفرانسها و فعالیتهای وبلاگ سید دید...

اتهامم میخواد اجتماعی باشه؟! در این مورد چه خلافی انجام دادم؟! قاچاقچی ام؟! دزدم؟! قاتلم؟! مواد فروشم؟! جاسوسم؟! ترویج فساد و فحشاء کردم؟! اختلاس کردم؟! اینا رو که همه عالم و آدم میدونن ضد سیره ی منه!!!...

اتهامم میخواد سیاسی باشه؟! در این مورد چه خلافی انجام دادم؟! من که شهره ی خاص و عامم در علاقه ای که به خمینی بزرگ و خانواده اش دارم! من که انقلابی بودنم تو کل وبلاگم با پستهای مربوطه پا به پای تموم مناسبتهای مذهبی مشهوده! من که احساسم به نظام و ولایت فقیه تو چهار سال فعالیت وبلاگم با حداقل چهار تا عکس از مقام رهبری تو وبلاگ کاملاً واضحه! من که همیشه احترام قائل بودم برای روحانیت و مراجع و بارها و بارها تو دهن دوست و دشمن زدم برای کوچکترین بی احترامیشون! من که قبل از انتخابات برای اینکه تاثیر سیاسی رو کسی نداشته باشم رأیمو مخفی کردم و حتی یک خط هم در اینباره ننوشتم. بعد از انتخابات هم با اینکه رأیم موجود و مشخص بود و کاندیدای منتخب من به ریاست جمهوری رسید به خاطر همکاری با مسئولین و جلوگیری از سوء تفاهم سیاسی در هیچکدوم از اجتماعات خیابانی شرکت نکردم! نکنه تموم اینها جرایم سیاسی ست و من نمیدونم!!!...

اتهامم میخواد مذهبی باشه؟! در این مورد چه خلافی انجام دادم؟! خداپرست و مسلمون ِشیعه ی دوازده امامی ام به دین خاتم انبیاء(ص) و امیرالمومنین (ع) و حضرت ولیعصر(عج)... از وقتی خودمو شناختم هر علم و دانشی که در اینباره از مطالعاتم به دست آوردم خواستم به دیگرونم یاد بدم... هیچ ادعایی هم تو این وادی نداشتم و ندارم... فقط تموم سعیمو میکنم که تو راه الله و آل الله به یه جایی برسم که حداقل جلوشون بتونم بگم سعیمو کردم...

اتهامم میخواد سید باشه؟! در این مورد چه خلافی انجام دادم؟! جرمه برای یه اولاد و ذاکر با اخلاص آل الله که یه عده زیادی رو از جهالت بیرون آورده و به سمت دین کشیده وبلاگ زدم و از مقدساتمون مینویسم؟! جرمه سی دی ها و محصولات مربوط بهشو که تو سطح کشور پخشه رو اعلام میکنم؟! جرمه به اونایی که تو این وادی هستن میفهمونم از دوستی و دشمنی کورکورانه و افراطی درموردش دست بکشن؟! جرمه به اونایی که با کج فهمیشون هر چی از دهنشون درمیاد درباره این بنده خدا یا به نظر خودشون مخالفینش میگن تو دهنی میزنم؟! جرمه سر خاکش رفتن؟!...

این پرونده ی من و وبلاگ سیده که فکر نمیکنم از الله و آل الله و خلق الله پنهان باشه یا جاییش خلاف شرع و عرف یا به ضرر و نفع کسی باشه که من به خاطرش بازخواست بشم یا چوب بخورم... اما شماهایی که در خودتون صلاحیت منسب قضاوتو میبینین لابد اینم بهتر میدونین که سرک کشیدن تو مسایل خصوصی بندگان خدا، ریختن آبروی مومن، غیبت کردن، دروغ گفتن، تهمت زدن، توهین کردن جزء گناهان میباشند اونم از نوع کبیره نه جزء اشتباهات که انسان جائزالخطاست... یه روزی میشه که من و شما تو دادگاه الهی باید حاضر بشیما اونروز جواب منو خدای منو با چه عدله ی محکمه الهی پسندی میخواین بدین... همه چیز من وبلاگ سید که خیلیا چشم نداشتن فعالیتاشو ببینن نیست که با بسته شدنش نفس من بگیره همه چیز من خدا و اهل بیته که کسی نمیتونه از من بگیره و همیشه پشت و پناهم خواهند بود...

 

 

 

۴/۹/۱۳۸۹

***
***

 به اطلاع میرسانم

 

بنده به همراه هیئات مذهبی و چند تن از دوستان اینترنتی از ۲۲ بهمن تا ۲۷ بهمن در مشهد الرضا خواهیم بود. انشالله عزیزانی که مایلند ما را آنجا همراهی کنند اگر در هیئات یا حرم من یا دیگر دوستان را دیدند حتما آشنایی بدهند چون برنامه هایی در نظر دارم که لازمه اش شناخت و دیدار شماست به همین منظور دو قرار مخصوص نیز یکی در ۲۴ بهمن ساعت ۱۸:۳۰ و دیگری ۲۵ بهمن ساعت ۱۳:۳۰ صحن قدس زیر کتیبه امام خمینی با نشان شال مشکی تدارک دیدم که دیگر بهانه ای نباشد.  

خواهشاً برای سر و گوش آب دادن و از دور زاغ سیا چوب زدن نیاید بلکه با آشنایی دادن به ما بپیوندید تا روزهای خاطره انگیزی را در کنار هم به یادگار بگذاریم...

 

  

 

      رسول اعظم(ص)

در سال يازدهم هجرت، رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.  پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:

 " فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمايم و من دو چيز گران در ميان شما میگذارم و میروم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به  من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود."

در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد."

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به  فضل بن عباس و على بن ‏ابى‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس  پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به  رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد."

روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علی (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد. سپس رو به علی (ع) کرد و فرمود: " کليد گنجهای ابدی دنيا و زندگی ابدی در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگی در دنيا و لقای خداوند مخير شده ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجيح داده ام."

در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاريك شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئيد. آگاه باشيد که من  درباره ثقلين از شما میپرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار میکنيد، زيرا که خدای لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمیشوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جای نهادم ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشی نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهی نکنيد که به هلاکت میرسيد."

آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش  به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرين فرستاده الهی را بدرقه میکردند. در آخرين روزها پيامبر به علی (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند  و بر او نماز بگزارد. علی (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " ای رسول خدا، میترسم طاقت اين کار را نداشته باشم. "

پيامبر (ص) علی (ع) را به خود نزديک کرد. آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد.

فردای آن روز بيماری پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش میکرد. سپس به حاضران فرمود: "برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: "علی را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگری نيست." هنگامی که علی (ع) آمد، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علی (ع) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده های پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (ع)  خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:

"علی جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم."

سرانجام پيامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد.

     

                                                     سبط اکبر (ع)

در امالى شیخ طوسی (ره) نقل شده است که امام حسن (ع) این وصیت را به برادرش امام حسین (ع) فرمودند:

"این است آنچه وصیت میکند بدان حسن بن على به برادرش حسین بن على: وصیت میكند كه گواهى دهد معبودى جز خداى یكتا نیست كه شریك ندارد، پس پرستش میكند او را بدان جهت كه شایسته پرستش است، شریكى در سلطنت ندارد و سرپرستى از خوارى براى او نیست و به راستى كه او هر چیز را آفریده و اندازه آن را به خوبی مقدر ساخته و شایسته ‏ترین معبود و سزاوارترین كسى است كه او را ستایش كنند، هر كه از او فرمانبردارى كند راه رشد را یافته و هر كس كه نافرمانیش را كند به گمراهى و سرگشتگى می افتد و هر كس به سوى او بازگردد هدایت گشته است.

من تو را سفارش میكنم (اى حسین) به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت كه از بدكارشان درگذرى و از نیكوكارشان بپذیرى و براى آنها جانشین و پدرى مهربان باشى و دیگر آن كه مرا کنار رسول خدا دفن نمایی كه من به او و خانه او شایسته ‏تر از دیگران هستم ...

و اگر از این كار مانع شدند و جلوگیرى كردند، من تو را به حق قرابت و نزدیكى كه خدا براى تو قرار داده و قرابتى كه با رسول خدا دارى سوگند میدهم كه اجازه ندهى در این راه به خاطر من خون ریخته شود تا آنگاه كه رسول خدا (ص) را دیدار كنیم و شكایت ‏خود به نزد او بریم و آنچه از این مردم پس از وى بر سر ما رفته، به او گزارش كنیم ... ".

این را فرمود و از دنیا رفت.

و در روایت مفید (ره) این گونه است كه پس از جریان مسموم شدن خود فرمود: "چون من از دنیا رفتم، چشم مرا بپوشان، مرا غسل ده و كفن نما، سوى قبر جدم رسول خدا (ص) ببر تا دیدارى با او تازه كنم، سپس به سوى قبر جده ‏ام فاطمة بنت اسد رضى الله عنها ببر و در آنجا دفنم كن، و ‏بدان اى برادر كه مردم گمان دارند شما میخواهید مرا كنار رسول خدا (ص) به خاك بسپارید، پس در این باره گرد آیند و از شما جلوگیرى كنند، تو را به خدا سوگند دهم مبادا به خاطر من به اندازه ذره ای خون ریخته شود."

      

                                  ضامن آهو (ع)

راوى: اباصلت هروى

همراه امام وارد «مرو» شديم. نزديك «ده سرخ» توقف كرديم. مؤذن كاروان، نگاهى به خورشيد كرد و رو به امام گفت: «آقا! ظهر شده است».

امام پياده شدند و آب خواستند. نگاهى به صحرا كرديم. اثرى از آب نبود. نگران بر گشتيم . اما ازتعجب زبانمان بند آمد. امام با دست‏شان مقدارى از خاك را گود كرده بود و چشمه‏اى ظاهرشده بود.

وارد «سناباد» شديم. كوهى نزديك سناباد بود كه از سنگ آن، ديگ‏هاى سنگى میساختند. امام به تخته سنگى از كوه تكيه دادند و رو به آسمان گفتند:

«خدايا!... غذاهايى را كه مردم با ديگ‏هاى اين كوه میپزند، مورد لطفت قرار ده و به اين غذاها بركت عطا كن!»

فكر میكنم خدا به بركت دعاى امام، به كوه، نظر خاصى كرد. چون امام خواستند كه از آن روز به بعد، غذايشان را فقط در ديگ‏هايى بپزيم كه از سنگ آن كوه ساخته شده باشد.

روز بعد، پس از كمى استراحت، امام به طرف محلى كه «هارون» ـ پدر مأمون ـ در آن دفن شده بود، حركت كردند. مأموران حكومتى جار زدند كه امام میخواهد قبر هارون را زيارت كند، اما امام با يك حركت ساده نقشه‏هاى مأموران را نقش بر آب كرد. آن حركت هم اين بود كه كنار قبر هارون ايستادند و با انگشت، خطى در كنار قبر، كشيدند. بعد رو به ما فرمودند :

ـ اين جا قبر من خواهد شد... شيعيان ما به اين جا خواهند آمد و مرا زيارت خواهند كرد ... و هركس به ديدار قبرم بيايد، خدا لطفش را شامل حال او خواهد كرد.

بعد رو به قبله ايستادند و نماز خواندند و با سجده‏اى طولانى، چيزهايى را زير لب زمزمه كردند. اشك در چشمم جمع شده بود.

۲۳/۱۱/۱۳۸۸

***
***

به اطلاع عزیزان میرسانم ایام آخر صفر را همراه هیئات مذهبی و 
چند تن از دوستان اینترنتی در مشهد الرضا خواهیم بود. 
افرادی که مایلند در برنامه های این سفر ما را همراهی کنند
لطفا در همین پست پیغام خود را بگذارند...


شوريده سری كه شرح ايمان میكرد               هفتاد و دو فصل سرخ عنوان میكرد

با نای بريده نيز بر منبر نی                              تفسير خجسته ای ز قرآن میكرد

آسمان ابری و غم گرفته است، درست مثل دل کوچیک من... اون میباره و خودشو سبک میکنه اما من... پُره دردم، درد اربعین حسین، درد چهل و سه ماه فراق، درد غربت...

خوش به حال اونا که این روزا کربلان... آقا دیگه این مجلسا مرهم درد من نیست... آشفته تر میشم به عشق کربلا... آقا امسال محرم به همین عشق یه مفهوم عاشقانه برام تجلی یافت... آقا امسال خوب فهمیدم معنی گلواژه رقص مستی رو... وقتی مستانه... چه پریشانحالی مقدسی...

چقدر دلم هوای یه خلوت کرده... من و اون سنگ سفید و بارون ریز... من و سکوت و خاطرات... ولی حتی رمغ ندارم رو پاهام بایستم چه رسد که... خسته ام، دلخسته ام... منم که همیشه با دلم میومدم نه با پام...

 

روی بالم یکی دو پر بکشید

دست مرهم بر اين جگر بكشيد

پای ساعات گريه های شما

چشممان را شكسته تر بكشيد

محضر سبزتان نشد ، عكس

يك گدا را به پشت در بكشيد

كفش مجروح سرنوشت مرا

تا دم خيمه ات اگر بكشيد ...

.... راضی ام ، از خدام هم باشد

تن من را بدون سر بكشيد

 

عدد «اربعين‌» در متون دينی

نخستين مسأله‌ای كه در ارتباط با «اربعين‌» جلب توجه ميكند، تعبير اربعين ‌در متون دينی است‌. ابتدا بايد نكته‌ای را به عنوان مقدمه يادآور شويم‌:

اصولا بايد توجه داشت كه در نگرش صحيح دينی‌، اعداد نقش خاصی به‌ لحاظ عدد بودن‌، در القای معنا و منظوری خاص ندارند؛ به اين صورت كه‌ كسی نميتواند به صرف اين كه در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده يا چهل يا هفتاد به كار رفته‌، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. اين يادآوری‌، از آن روست كه برخی از فرقه‌های مذهبی‌، بويژه آنها كه تمايلات‌ «باطنی‌گری‌» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب ميكرده‌اند، و نيز برخی از شبه فيلسوفان متأثر از انديشه‌های انحرافی و باطنی ‌و اسماعيلی‌، مروج چنين انديشه‌ای درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.

در واقع‌، بسياری از اعدادی كه در نقلهای دينی آمده‌، ميتواند بر اساس يك ‌محاسبه الهی باشد، اما اين كه اين عدد در موارد ديگری هم كاربرد دارد و بدون يك مستند دينی ميتوان از آن در ساير موارد استفاده كرد، قابل قبول نيست‌. به‌عنوان نمونه‌، در دهها مورد در كتابهای دعا، عدد صد بكار رفته كه فلان ذكر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نميشود. همينطور ساير عددها. البته ناخواسته برای مردم عادی‌، برخی از اين اعداد طی‌ روزگاران‌، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هايی هم از آن‌ها ميشود.

تنها چيزی كه درباره برخی از اين اعداد ميشود گفت آن است كه آن اعداد معین نشانه كثرت ‌است‌. به عنوان مثال‌، درباره هفت چنين اظهار نظری شده است‌. بيش از اين ‌هر چه گفته شود، نميتوان به عنوان يك استدلال به آن نظر كرد.

مرحوم اربلی‌، از علمای بزرگ اماميه‌، در كتاب كشف الغمه فی معرفة الائمة ‌در برابر كسانی كه به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده ‌گانه برای اثبات امامت‌ائمه اطهار(ع) استناد كرده‌اند، اظهار ميدارد، اين مسأله نميتواند چيزی را ثابت كند؛ چرا كه اگر چنين باشد، اسماعيليان يا هفت امامی‌ها، ميتوانند دهها شاهد ـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند كه عدد هفت مقدس است‌، كما اين كه اين كار را كرده‌اند.

يكی از تعبيرهای رايج عددی‌، تعبير اربعين است كه در بسياری از موارد به كار رفته است‌. يك نمونه آن كه سن‌ّ رسول خدا (ص‌) در زمان مبعوث شدن‌، چهل بوده است‌. گفته شده كه عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فكری است‌. گفتنی است كه برخی از انبياء در سنين كودكی به نبوّت رسيده‌اند. از ابن عباس (گويا به نقل از پيامبر (ص‌)) نقل شده كه اگر كسی چهل ساله شد و خيرش بر شرش غلبه نكرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است ‌كه‌، مردمان طالب دنيايند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پی آخرت خواهند رفت‌. (مجموعه ورام‌، ص 35)

در قرآن آمده است «ميقات‌» موسی با پروردگارش در طی چهل روز حاصل‌شده است‌. در نقل است كه‌، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روی كوه صفا در حال سجده بود. (مستدرك وسائل ج 9، ص 329) درباره بنی اسرائيل هم آمده كه‌ برای استجابت دعای خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه ميكردند. (مستدرك ج 5،ص 239) در نقلی آمده است كه اگر كسی چهل روز خالص برای خدا باشد، خداوند او را در دنيا زاهد كرده و راه و چاه زندگی را به او می‌آموزد و حكمت ‌را در قلب و زبانش جاری ميكند. بدين مضمون روايات فراوانی وجود دارد. چله نشينی صوفيان هم درست يا غلط‌، از همين بابت بوده است‌. علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار در اين باره كه برگرفتن چهل نشينی از حديث مزبور نادرست است‌، به تفصيل سخن گفته است‌.

اعتبار حفظ چهل حديث كه در روايات ‌فراوان ديگر آمده‌، سبب تأليف صدها اثر با عنوان اربعين در انتخاب چهل ‌حديث و شرح و بسط آنها شده است‌. در اين نقلها آمده است كه اگر كسي از امّت من‌، چهل حديث حفظ كند كه در امر دينش از آنها بهره برد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد كرد. در نقل ديگري آمده است كه ‌اميرمؤمنان (ع‌) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت ميکردند، در برابر دشمنانم مي‌ايستادم‌. (الاحتجاج‌، ص(84

مرحوم كفعمی نوشته است‌: زمين از يك ‌قطب‌، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب‌، هيچگاه خالی ‌نميشود. (بحار ج 53، ص 200)

درباره نطفه هم تصور براين بوده كه بعد از چهل‌ روز عَلَقه ميشود. همين عدد در تحولات بعدی علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهای كهن بكار رفته است‌، گويی كه عدد چهل مبدأ يك تحول دانسته شده‌است‌.

در روايت است كه كسی كه شرابخواری كند، نمازش تا چهل روز قبول‌ نميشود. و نيز در روايت است كه كسی كه چهل روز گوشت نخورد، خلقش ‌تند ميشود. نيز در روايت است كه كسی كه چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نورانی ميكند. نيز رسول خدا(ص) فرمود: كسی كه لقمه حرامی ‌بخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نميشود. (مستدرك وسائل‌، ج 5، ص 217)

اينها نمونه‌ای از نقلهايی بود كه عدد اربعين در آنها به كار رفته است‌.

۱۳۸۸/۱۱/۱۵

***
***

عرض تسلیت خدمت دوست عزیزم سید حسن رئیسی
(مدیریت وبلاگ ذاکر بین الحرمین کربلایی نریمان پناهی www.nariman-panahi.blogfa.com)

 برای درگذشت ناگهانی برادر گرامیشان کربلایی سید حسام الدین رئیسی

انشالله خداوند به ایشان و خانواده محترمشان

بر این مصیبت جانگداز صبر جلیل عنایت فرماید...

بدین وسیله به اطلاع عزیزان میرسانم

مراسم ختم کربلایی سید حسام الدین رئیسی چهارشنبه ۷/۱۱/۸۸
ساعت ۱۴ الی ۱۶ در مسجد حاج امجد واقع در خیابان خوش،چهارراه مالک اشتر

و ساعت ۲۰ در حسینیه خامس آل عبا واقع در خیابان امام خمینی،نرسیده به نواب،

خیابان گلکار برگزار میگردد و مراسم یادبودی نیز جمعه شب ساعت ۲۱

در هیئت مکتب الحسین(ع) واقع در امامزاده حسن(ع) تهران

به یاد ایشان برپا خواهد شد.

۵/۱۱/۱۳۸۸

***
***

توجه!!! توجه!!! توجه!!!

 

 

عزیزانی که کتاب ذاکر افلاکی رو سفارش داده بودند توجه بفرمایند

 

همونطور که قبلا گفتم چاپ اول کتاب تموم شده و چاپ دوم با

 

تغییرات قابل توجهی در حال بازنویسی میباشد

 

به محض اینکه آماده عرضه شد مراکز پخش را در وبلاگ سید

 

اعلام میکنم و برای افرادی که دسترسی به مراکز ندارند پست

 

مینمایم ولی مجله عکس سید و مجموعه سی دی بیت الاحزان

 

آماده است که برای علاقه مندان پست میکنم

 


 

کنفرانس  ۱۵-۱۲-۸۷ با موضوع

 

 

به درک واصل شدن عمر بن خطاب (عیدالزهرا)

 

 

خدايا، ميخواهم که سر بر آسمان راز و نياز بگذارم و به سان ابر بهار زار بگريم تا عقده هاي فشرده در دل را آرام کنم. ميخواهم که لوح مکدر دل را بنمايم و ناپاکي هاي درون را با اشک ديده بشويم و از آلايش ها بگريزم و آئينه اي تمام نما از حقيقت ناب تو باشم و در اين تاريکي چشم به نور تو روشن نمايم الهي سوزيست در دل و جوشيست در رگ که از عصاره جانم سرچشمه گرفته و در نابترين لحظه که لحظه نياز بر آستان خدايي توست قلبم را ميدرد. و تنها تو را ميخواهد اي به عظمت بي همتا، و اي به کرامت بي منتها.

خدايا، خداوندا! شکر و سپاس تو را که اين دل خسته بي قرار را از من بودن و من گفتن رهانيدي از نفسانيت آزاد کردي و از زير فشار کوه غم نجات دادي.

خدايا! خداوندا! ماه، ماه ميهماني توست. ماه مبارک رمضان، چقدر بي حضور رمضان، آسمان آبي دل هاي ما ميل به تيرگي دارد و زنگار آينه هامان دست نخورده باقي ميماند.

رمضان، اگر تو همه ساله نيايي در پرده هاي سترگ غبار و غفلت براي هميشه از ياد ابديت خواهيم رفت. خدايا! خداوندا به درگاهت آمده ام و فقر و بي نوائيم را نزد تو آورده ام. بيش از آنچه به اطاعت خود اميدوار باشم، به آمرزش تو اميد بسته ام چرا که آمرزش و مهرباني تو از گناهان من بيشتر است.

خدايا! خداوندا از دنيا و هر آنچه در آن است ميگريزم و تنها نياز از تو ميخواهم. چه شيرين است نياز بر درگاه بي نياز تو. پس مرا در جوار رحمت و عطوفتت سکونت ده که من هماره و هميشه با تو ميگويم و با تو نجوا ميکنم تنها تو، تنها تو، تنها تو.

 

    

 

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

﴿سوره بقره آيه ۱۸۵﴾

ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى میخواهد و براى شما دشوارى نمیخواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد...

۵/۶/۱۳۸۸

***
***

اخطاریه به وبلاگنویسان و فعالین در مقوله سید:

از روز اولی که فعالیتهامو شروع کردم چه در نت و چه در خارج نت همیشه چند تا چیز سر لوحه کارهام بوده چون خودم رو مسئول و مدیون میدونستم، این درست چیزیه که در خیلیها مُرده... همیشه سعی کردم به خاطر گندگی کردن پامو از گلیم خودم درازتر نکنم حد و حدودمو بدونم همون باشم که هستم نه کمتر نه بیشتر، به قضاوت نشینم و حکم ندم چه قاضیی بهتر از خداست و چه حکمی بالاتر از حکم الهیه، نذارم کسی با کذب و ریا باعث بشه شخصیتی تخریب بشه یا افرادی گمراه بشن یا شایعه ای قوت بگیره... امروز میخوام در این پُست سر بسته ولی رُک با یه مثال زنده با افرادی که به ضد این کارها مشغولن قاطعانه صحبت کنم...
مطمئناً خیلیهاتون شخصی رو با نام مستعار پویا اندرزگو نویسنده وبلاگ اسوه وفخرالذاكرين سيد جواد ذاكر طباطبائي با آدرس اینترنتی
www.poya1111.blogfa.com میشناسین. ایشون در جلد یه شخصیت و وبلاگنویس مذهبی به ظاهر در وبلاگشون یکسری مطالب بی سر و ته درباره سید و آل الله مینوشتن ولی در باطن و پس پرده شخصیتی شیطانی دارن و به اعمال قبیحی مشغولن که داره مسائلی جبران ناپذیر رو به بار میاره. از جمله اعمال ایشون عبارتند از: ایجاد روابط غیر اخلاقی و اغفال افراد، ادعای آشنایی نزدیک با سید و نسب دادن افکار و اعمال کذب ضد روحانیت و رژیم و اعتقادی به سید، انحراف و زدگی افراد از صراط المستقیم و تخریب وجهه دوستداران سید و مذهبیون با اعمال دور از شأن، دو به هم زنی و دخالت در روابط وبلاگنویسان، سخنرانی بر ضد روحانیت و...
به همین دلیل، اعمال ایشون تحت نظر مسئولین تخلفات اینترنتی قرار گرفت و در اقدام اولیه، بعد از تحقیقات تکمیلی از بنده، وبلاگ ایشون رو هک نمودن تا اقدامات بعدی...
این یک مورد رو من به عنوان مثال و پیش زمینه خدمتتون عرض کردم تا خیلی راحتتر با پویا و پویاها وارد صحبت بشم...
بنده بارها با این گونه افراد غیر مستقیم برخورد کردم ولی از خواب غفلت بیدارنشدن... اینها رو باب نصیحت عرض نمیکنم بلکه قاطعانه به اونهایی که این روش رو پی گرفتن اخطار میکنم:
اگه عقلتونو به شیطون فروختین و میخواین هزار تا کار شرم آور بکنین چرا به نام مسلمون!؟ چرا به نام شیعه!؟ چرا به نام دوستدار اولاد و ذاکر آل الله!؟ نعوذبالله تو سیره پیغمبرتون این بی شرمیها بود یا تو سیره اهل بیتش و سید!؟؟؟ سر کدوم سفره ای نشستین و کدوم لقمه حرومی رو خوردین که اینقدر وقیح شدین!؟؟؟ بیچاره پدر مادراتون که خبر ندارن چه بی غیرتهایی ثمره زندگیشون شدن و بدبخت اونایی که دل به دل بیمار شماها میدن... همین شماهایین که با شهوت رانی و بی ناموسی نام مذهبیون رو لکه دار میکنین...
فکر کردین ادعای آشنایی و ارتباط و دوستی با سید افتخار داره!؟ نمیخواد با سید آشنا باشین برین با دینتون آشنا بشین، نمیخواد با سید ارتباط داشته باشین برین با خداتون ارتباط داشته باشین، نمیخواد با سید دوست باشین برین با امام زمانتون دوست باشین، اینا افتخار داره، اینا احترام و اعتبار میاره؛ حالا فوقش سیدو از هزار فرسخی تو فلان هیئت یا فلان مکان هم دیده باشین ثوابی به پاتون نوشته میشه و من بی خبرم! اگه اینجوره بگین ما هم اقدام کنیم برا خرید بهشت! سید اومد که شماها رو به گناه کبیره دروغ هدایت کنه!؟؟؟ آی جن و انس خیالتون راحت سید جز همون 4-5 نفر معروف هیئتی نه تنها هیچ دوست و آشنایی نداشت بلکه با هیچ احدی سلام علیک هم نداشت که حالا شما بخواین خودتونو بکُشین و بین خیل دوستانش نام رفیق فابریک رو به خودتون اختصاص بدین...
بترسین از حق این اولاد پیغمبر که به اسم دوستدارش با اکاذیبتون دارین شخصیتشو زیر سوال میبرین. همین امثال شما از خدا بی خبرا هستن که کاری میکنن به سید هزار تهمت ناجور بزنن. سید برا من و شما سخنرانی کرده گفته من افتخار میکنم به رهبر حسینیم بعد شما میاین راحت میگین نه سید از آخوندا خوشش نمیومد یا رهبرو قبول نداشت! سید برا من و شما نشسته معنی الفاظشو تو اشعار معنی کرده بعد شما میاین مثل این جاهلای نفهم میگین سید هر چی گفته خوب گفته اصلا منم سگ ذاکرم! آخه اگه سید بود و این چرندیاتو میشنوید که میزد تو اون دهنتون...
نشینین هر وقت خوشی زد زیر دلتون به نام یه بچه شیعه دوستدار سید مقاله ضد رهبری و روحانیت و مملکت بنویسین و دو نفر از خودتون نادونتر هم براتون کف بزنن خوشتون بیاد... یه روز یه جوری چوب این کاراتونو میخورین که ندونین چطوری و از کجا خوردین... شیعه با روحانیت مشکل نداره و دوستدار سید عاشق رهبر و مملکتشه... پس بدمذهبی و لامذهبی خودتونو به نام اینا تموم نکنین...
شما که مسلمون نیستین بدونین عدل از اصول دینتونه و خدا جای حق نشسته، گیریم این بچه ها که به آتیش شماها سوختن و سید و آل الله از حقشون گذشتن در محکمه عدل خداوندی و حق الهی چه میکنین؟؟؟ پویا اولین و آخرین کسی نیست که به لطف مسئولین جلوی این کاراش گرفته میشه و باهاش برخورد قانونی میشه یه کم به خودتون بیاین آخه تا کی میخواین در این جهالت باقی بمونین به والله که امام زمان هم بیاد شما همینین که هستین...
به احترام سید تا سالگرد به اون افرادی که خودشون و وبلاگهاشون چنین مشکلاتی داره و کسانی که با نظراتشون این اشخاص رو پشتیبانی میکنن فرصت میدم و منتظر نتیجه میشم، خودتون خوب بر اعمالتون واقفین و میدونین نه جای انکار هست و نه جای توجیه، من دوست ندارم آبروی بنده خدایی ریخته بشه پس نذارین روزی بیاد که داستان تک تک شماها رو اینجا بنویسم بنابراین یا خودتون و وبلاگاتون رو اصلاح کنین یا به کُل از محیط نت خارج بشین چون مطمئن باشین دفعه آینده این منم که به دنبال مسئولین میرم و افرادی که دارن با اعتقادات و آبروی مسلمون شیعه و نام سید بازی میکنن معرفی خواهم کرد و البته در افشاگری مفصلتر خواهم نوشت و وسیعترعمل خواهم کرد...

امشب الهی دلم در حرم زینب است

خاک بود جان ولی در قدم زینب است

چشم همه عارفان در حرم مرتضی است

چشم علی هر زمان در حرم زینب است

او خلف حیدر است عاشق پیغمبر است

عشق همه عاشقان عشق کم زینب است

مظهر حجب و حیا مالک ملک بقا

جن و ملک هوزا از خدم زینب است

حضرت عیسی کند زنده به دم مرده را

مرده دلان از نیم دم زینب است

به مناسبت سالروز ولادت حضرت زینب کبری(س)
وبلاگ سید تقدیم میکند:

سی دی ولادت امام حسن(ع)۸۲
با مداحی حمیدرضا علیمی و هادی یزدانی
با حضور سید محمد جواد ذاکر طباطبایی در مجلس

۱۰/۲/۱۳۸۸

***
***

اطلاعيه برای دوستداران سيد

سَلامٌ عَلَيکُم خدمت تمامی عزيزان
وبلاگ سيد از يک ماه مانده به چله سيد
طرحی را با موضوع دلنوشته برای سيد برگزار ميکند...
فکر ميکنم تموم اونايی که ادعای محب سيد بودن رو دارن
بتونن چند سطری براش دلنوشته بنويسن...
شايد اين در درجه اول
يه محک باشه برا سنجيدن احساس دل خودمون،
اينکه بفهميم واقعا بعد از گذشت سه سال
هنوزم ته دلمون چيزی هست؟؟؟...
در درجه دوم
يه پيشنهاد همدليه از طرف وبلاگ سيد به تمامی شما عزيزان
که بدونين همتونو دوست دارم، به فکر دلای کوچولوتون هستم،
اين وبلاگ خونه دل شماست، صميمتها بيشتر بشه
و در اينروزهای دلتنگی با دلنوشته هامون دور هم جمع بشيم...
در درجه سوم سيد و مخالفان و...
دلنوشته هاتون رو تا پايان اين ماه در قسمت نظرات با ذکر موضوع
برام بذاريد انشالله از ابتدای خرداد ماه در پايان هر هفته
تعدادی از اونها رو در وبلاگ سيد به نام خودتون قرار ميدم...
نوشته هاتون میتونن با عناوین زیر باشند:

توضیح مطلبی درباره سیره سید به مخالفان و موافقان او،
درد دل با سید، مرور خاطرات، چگونگی آشنایی با سید
و عنوان چیزایی که از او یاد گرفتین، بیان احساساتتون و...

با تشکر فراوان از توجه و همراهيتون

۱/۲/۱۳۸۸

***
***

به مناسبت سومین سالگرد وبلاگ سید:
وبلاگ کنفرانسهای سید به روز شد
http://seyedzaker-konferans.blogfa.com/
با سیزده کنفرانس جدید
در مورد قرآن، دعا و حضرت رقیه(س
)

سومین سالگرد وبلاگ سید کمی با سالهای پیش متفاوت بود... خلوت بودن قم، سالروز ولادت پیغمبر، ایام غدیرثانی، دور هم جمع شدن بچه های وبلاگ سید، مهمانان ویژه سالگرد نکاتی بود که رنگ و بوی دیگری به این مهم بخشیده بود...

یه سری حرفا رو نگه داشته بودم برا پُست سالگرد وبلاگ ولی حالا که به این پُست رسیدم میبینم حرفی برا گفتن ندارم... میخواستم درد دل کنم دیدم دردم عزیزتر از اونیه که از دلم بیرون بریزم... میخواستم شکایت کنم دیدم راضیم به رضاش شکایتی ندارم... میخواستم...

به خاطرات وبلاگ سری زدم مطالبی یافتم
که مرورشون لایق این پُست بود.
پیشنهاد میکنم این قسمت را حتما مطالعه کنید:

زاهد به غلط خواند مرا کافر و مرتد          محدود ندارد خبر از عالم بي حد

در ابتداي عرايضم توجه داشته باشين من اصلا با بيان صحبتهام نميخوام شما رو ناراحت کنم بلکه فقط ميخوام با شفاف سازي و طرح مسئله ايجاد هدف کنم... اين حرفا فقط توضيح افکار و احساسات من نيست بلکه يه جهت دهي به افکار و احساسات شماست... من دوست شما هستم نه دشمن شما... احساس وظيفه ميکنم در برابر روح هايي که به وسيله سيد بيدار شدن و زندگي دوباره يافتن...

نيازارم ز خود هرگز دلي را                كه ميترسم در آن جاي تو باشد

نميدونم کِي با سيد آشنا شديد؟ نميدونم چطوري با سيد آشنا شديد؟ نميدونم سيد براي شما چه حکمي داره؟ نميدونم احساستون به سيد چيه؟ نميدونم در مورد سید چه هدفي رو دنبال ميکنيد؟ نميدونم... آره هيچي نميدونم از اين رابطه... شايد لازم باشه قبل از هر حرفي يه چيزايي بدونم... پس هر حرفي که ميزنم کليه و نظر شخصيمه...
من سيد رو امروز نشناختم، من امروز با سيد شناخته شدم...
من عاشق سيد نيستم، من عاشق صداش نيستم، من عاشق شخصيتش نيستم... به نظر من اين توهين به سيد و احساس من به اونه که اسمي از عشق و دوست داشتن وسط باشه... بعضيا اسم اين احساس رو ميذارن دِين ولي من هنوز هيچ اسمي براش پيدا نکردم که به پاکي و قِداستش بياد... پس نبايد کاري بکنم يا حرفي بزنم که احساس پاکم تحقير بشه...
من به خاطر احساسم به خاطر دِينم اهدافي رو دنبال ميکنم، اهدافي فرهنگي-مذهبي-اجتماعي... فکر نميکنم گريه هاي من، داد و فريادهاي من، غصه خوردن هاي من، بيماري من، پرخاشگري من و...راه به جايي ببره و سر سوزني به حال خودم و سيد و ديگران تاثيري داشته باشه جز اذيت و آزار... ولي وقتي بتونم در جهت اهدافم نوآوري کنم و حرف و حرکت تازه اي داشته باشم، بتونم سطح آگاهي و دانايي خودم و ديگرون رو بالا ببرم، بتونم خير و ثوابي براي سيد بفرستم مطمئنا...
خيلياتون گفتين که سيد باعث تولد دوبارتون شده ؛ اين تولد در چه جهتي بوده؟ در جهت خودش! يا اهداف ديگه اي پشت اين تولد دوباره بوده؟ يعني شما متولد شدين براي اينکه زندگي جديدتون رو در اداي دِين به سيد سپري کنيد! يا فرصت دوباره اي بوده براي توبه، براي جبران، براي اهداف مهمتر و بالاتر، برای بهتر زندگی کردن،...؟
خيلياتون گفتين که براي احساستون به سيد اسمي پيدا نکردين و از عشق و دِين هم بالاتره ولی تو رفتار و گفتار چیز دیگه ای دیده میشه!!! آيا درسته که اين احساس معنوي رو به جايي بکشونيم که از الفاظ عاشقتم و دوستت دارم براي بيانش استفاده کنيم!؟ آيا روش درستيه که چيزهايي که در روياها و درونمون رخ ميده (مثل هرگونه ارتباط روحی با سيد) براي ديگرون عنوان کنيم و به جاي بالا بردن جايگاه سيد و خودمون (که به نوعي مربوط به سيد ميشيم) اين جايگاه رو زير سوال ببريم!؟
خيلياتون گفتين که ميخواين ثوابي براي سيد بفرستين ؛ تشکيل وبلاگتون و مطالبي که توش مينويسين هم در همون جهته يا يه چيز شخصيه!؟ اصلا ميدونيد چطور ميشه براي سيد ثوابي فرستاد؟ وظيفه شما در قبال سيد و خودتون و ديگرون فقط ثواب فرستادنه!؟
بعضیا اصرار عجیبی به مظلومیت سید دارن و میگن باید ازش دفاع کرد منم منکرش نیستم حتی میگم سید بین دشمناش اونقدر مورد مظلومیت واقع نشده که بین دوستدارانش شده و اعتقاد دارم سيد تنها انسان مظلوم نبود و نيست و نخواهد بود مظلوميت در اجدادش مشهودتر بوده. گاهي فکر ميکنم در مقايسه با افرادي که ميشناسم و اتفاقا از بزرگان دين هستند سيد اصلا مظلوم نبوده!!! به نظر من، ما اگه خیلی مَردیم اول از دینمون بعد از خاکمون بعد از ناموسمون دفاع کنیم اونوقت میبینیم که خود به خود مظلومی نمیمونه که بخواد سید باشه یا کس دیگه... همیشه دفاع، چماغ برداشتن نیست... گاهي بايد سکوت کرد که اون چيزي که داريم هم ازمون نگيرن ، که جو درست نشه ، که خرابکاري نکنيم ندونسته...گاهي بايد تقيه کرد... در روند فعاليت وبلاگ سید هميشه يه تفکر و عکس العمل معقولانه به مسايل مربوط به سيد و وبلاگ سيد و بچه هاي وبلاگ سيد وجود داشته و نتيجه داده. ببينيد هميشه جواب هر هايي - هوي نيست. نبايد رفتار دور از شأن طرفداراي سيد و از اون بالاتر دور از شأن يه بچه شيعه انجام داد. گاهي لازمه تند بريم و گاهي کُند ، گاهي لازمه عکس العمل جدي نشون بديم و گاهي هيچ عکس العملي نشون نديم... من نميگم سکوت کنيم ميگم رفتار به جا انجام بديم. گاهي يه حرکت بي جا ظالم رو گستاختر ميکنه. چرا گاهي با يه رفتار نسنجيده باعث ميشيم توهينها و جسارتها بيشتر بشه... چه در زمان سيد و چه بعد از سيد خيلي حرفها زده شد و خيلي کارها انجام گرفت بر ضد سید و ما که به سنت پيغمبر و اولاد پيغمبر مُهر سکوت بر لب زديم ولي همانگونه که ائمه نيز به جا از خود دفاع ميکردند به موقع مُهر سکوت رو شکستيم و وارد عمل شديم... گرچه همچنان کفتارها دور وبلاگ سید ميچرخند و منتظرند ميان شيران راهي براي دست درازي و اختشاش پيدا کنند...  شايد بشه گفت بين تموم اينايي که سنگ سيد رو به سينه ميزنن تازه سينه سپر تر از همه تو حرف و عمل همين منه حقير بودم بعد همین دوستداران سید سنگم زدن ، پشتمو نگرفتن هيچ پيشتمو خالي هم کردن ، من شدم بده عالم و پست ترين آدم دنيا...

ولي سه تا چيز رو هم هميشه معتقدم:
1- درباره مسايل خصوصي سيدي که تا بود زندگيش پشت پرده بود نبايد صحبت کنيم پيش محرم و نامحرم (سيد ، سيد نشده که من ازش تعريف کنم. بعضي چيزا گفتنش اجر کار رو زير سوال ميبره. سيد هر چي بوده هر کار کرده برا خودنمايي نبوده که حالا ما سازمان تبليغاتي تشکيل بديم)
2- سيد کاري نکرده که احتياجي به دفاع من داشته باشه (بد و خوبش حسابش با کرام الکاتبينه خيلي ها رو هم ديدم که به اسم دفاع چنان ابروريزي کردن و چرندياتي گفتن که من فقط يه کلوم ميخوام بهشون بگم: راه و رسم سيد اين بود!؟ سيد اينا رو يادتون داد!؟)
3- خدا خودش جاي حق نشسته اگه قرار باشه هر کاري رو بنده خدا انجام بده فرداي قيامت نبايد توقعي از دادگاه الهي داشته باشه

بعضیا رو افکار غلطی که بیانگر مشکل داشتن جامعه روحانیت با سیده یا بلعکس، شدن دشمن مراجع و روحانیت و نظام!!! من به شخصه تاسف میخورم از این طرز تفکر!!! سید خودش روحانی و روحانی زاده بوده، صحبتها و دعاهای سید درباره مقام معظم رهبری گویای اعتقادش به نظامه، هیچ فتوایی از سوی هیچ مرجع و مسئولی بر ضد سید داده نشده،... پس چه جایی برای سخنان کذب و رفتارهای دور از شأن دوستداران سید باقی میمونه؟! اصلا گیریم همه عالم و آدم با سید مشکل دارن... اينکه فلان مرجع و فلان مخالف و فلان مداح و... کارشون درسته يا نه قضاوت ما در حد ديدگاه ماست شايد پيش خدا ما بد باشيم و اونا خوب! سيد که نعوذبالله خدا و پيغمبر و امام و رهبر و مرجع نيست که توقع داشته باشيم همه قبولش داشته باشن و... آقا اصلاً موسي به دين خود عيسي به دين خود. ما چه اصراري داريم همه رو توجيه کنيم در صورتي که خود ما هم که مثلاً همه جز سيديونيم هزار تا ايراد و اشکال فهمي - درکي - اعتقادي تو همين يه مقوله داريم! بذاريد به خواست خدا زمانه از چهره ها پرده برداري کنه... من يه مثالي در اين باب ميزنم شايد براي شما هم جالب باشه: زماني که خميني بزرگ در حوزه علميه مشغول بودن ظرفي رو که پسرشون ازش آب خورد،آب کشيدن! دارم ميگم خميني بزرگ! به عقل کوچيک خودمون، نه پيش خدا که نميدونيم آيا سيد از ايشون در درجه بالاتريه؟ با تموم کرامات و بزرگي که از ايشون جلو چشم همگان بود آيا همه ايشون رو قبول دارن؟ مهم اينه اون بالا وضعتت چطوريه نه اينجا بين زمينيا. مگه نه اينکه نشونه شيعه واقعي همين مظلوميتشه!؟ از قديم الايام تا به حال محبين راستين آل الله اکثراً مورد مظلوميت و برخورد و طرد واقع شده اند که اين مسئله شايد بعدها بيشتر بشه. به گفته يکي از عزيزان شما نميتوني بلاتشبيه نيما يوشيج زمانه خود بشي توقع داشته باشي همه تحويلت بگيرن و حرفت رو بفهمن. جريان سيد يه چنين چيزيه! اونا که سعدي زمانه خود بودن و هستن هزار تا چوب لا چرخشون ميره چه برسه به سيد. اصلا اجرش به همينه حالا من بيام اجر کار رو از بين ببرم و بگم چرا...!؟ اجر کار وقتي از بين ميره که يکي در بدترين شرايط کار رو برا خدا بکنه و پاداششم پيش خدا محفوظ باشه ولي ما بخوايم پاداشش رو از مردم بگيريم به اسم دفاع، به اسم توجيه... شما فکر ميکنيد اونايي که سيد رو قبول نداشتن و بهش بي احترامي کردن و ميکنن از روي بي اعتقاديشونه؟ نه، اينجا مسئله اختلاف اعتقاده نه بي اعتقادي. اگر قرار باشه ما هم مثل اونا به هر کي باهامون اختلاف عقيده داره بگيم فلان که ديگه چه فرقي اين بينه!؟ اصلا ما چه اصراری داریم همه سید و اعتقاداتشو قبول داشته باشن!!! توهین و تهمت جای خود که سوال جواب داره ولی فردا از خلق الله نمیپرسن ذاکر رو قبول داشتی یا نه، حتی از خود شما، از دین میپرسن میگن الله و آل الله رو قبول داشتی و به راهشون رفتی یا نه... پس بیایم خودمونو درست کنیم که فردا به خاطر رفتار و گفتار بی جامون بازخواست نشیم...
بعضیا میان ميگن: فلان عالم و مرجع فلان فتوا رو داده (بماند که چقدر از عزيزان برخورد نامعقولانه اي در اين رابطه داشته و دارن) میگیم: اولاً شما چرا به سيد گرفتين! مگه ايشون اسمي از سيد بردن! دوماً خودت داري ميگي عالم و مرجع خب اين يعني چي؟ يعني ايشون علم اين صحبت و تشخيص رو دارن حالا شما اومدي بدون هيچ دانشي در اين زمينه به خاطر يه فتوا که به سيد گرفتي ايشونو از درجه اجتهاد زير سوال و... ميبري! اين آقا به اندازه سن تو و سيد که بذاري رو هم در درجه هاي بالاي روحانيت بوده... ايشان اگه به همراه ديگر مراجع حکمي صادر نمايند محترم است ولو اون حکم درباره اعدام بنده باشه و من و امثال من در حدي نيستيم که بخوايم به خاطر يک حکم که خلاف ميلمونه ايشون رو زير سوال ببريم. همچنين اگه ايشون به تکفير يا ارتداد شخصي حکم داده باشه اون شخص نميتونه به راحتي زندگي عادي خودشو ادامه بده پس اگه حکمي درباره سيد داده شده بود ساده ترين حالتي که براي سيد پيش ميومد اين بود که بايد خونه نشين ميشد...
بعضیا میان میگن: تلويزيون تو فلان برنامه مداحي رو زير سوال برده یا فوت سید رو اعلام نکرده یا فلان فیلم رو بدون تیتراژ پایانی با نوای سید رو پخش کرده چرا سرمون رو زیر برف میکنیم باید داد و قال کنیم (بماند که چقدر از عزيزان هر عکس العمل بي نتيجه و الفاظ زشتي رو در اين زمينه به کار بردن) میگیم: برای قسمت ابتدایی اولاً شما چرا به سيد گرفتين! مگه تلويزيون اسم از سيد برده! تلويزيون يه بخشي از سي دي ابتذال در فرهنگ عزاداري رو نمايش داده که مادحين ديگه هم در اين سي دي و در اين بخش پخش شده بودن تازه تلويزيون اومده صورتشونم شطرنجي کرده که به کسي برنخوره بعد هم خب وقتي قراره يه چيز مصور تهيه بشه که نميتونن بيان هنرپيشه بذارن که، واقعيات رو نشون ميدن. دوماً شما چرا فقط فکر سيد هستين بابا جون سيد که از نظر اينا تموم شده رفته منظور اينا افراد ديگه اي هستن که فقط دهانشونو باز کردن اصلا نميفهمن چي ميگن. سيد تا ديروز ميگفت من عبد زينبم، نعوذبالله الان گوشم کر بشه چشم کور بشه ميشنوم و ميخونم که ميگن من عبد ذاکرم!!! به نظر من نميخواد قمه برداريد سر فلان مرجع و فلان مخالف و فلان مدير اجرايي رو ببُريد بلکه جا داره بزنيد تو دهن همين خوديايي که دارن سيد و راه و رسم و اعتقاداتشو زير سوال ميبرن... چند بار تا حالا وبلاگ سيد به صورت منطقي و محترمانه جلوي دوست و دشمن ، موافق و مخالف ، مجله و سايت که پا از حد فراتر گذارده بودن ايستاد؟؟؟ ديگه اون دوره ترجمه فرهنگ لغات سيد گذشت عزيزان، الان ديگه از نطفه گرفته تا مُرده توي گور همه ميدونن سيد چي گفت. الان اختلافات با آگاهيه که بعضيا با مداخله فقط دارن باعث آبروريزي و نمايش بي سواديشون ميشن. دلايل و متوني که در پُست واقعيت مقاله از نريمان تا سيد ذاکر آورده بودم کم بودن و بي معني؟؟؟ سکوت اميرالمومنين و آل الله هم نعوذبالله سر در برف کردن بود؟؟؟ ما شيعه اميرالمومنينيم بايد سيره اونا رو پيش بگيريم نه نفس سرکش خودمونو و مثل سگ هار فقط بيفتيم به جون اين و اون. سيد هم اينکارا رو ميکرد!؟ چرا اينقدر بها ميدين به اراجيف هر آدم نالايق و تشويقش ميکنيد!... ما بیایم خِر رسانه گروهی رو بگیریم که چرا نگفتی سید فوت شد، که چرا صدای سید رو پخش نمیکنی! بابا این چیزا از این بدتره که شب شهادتی همین که الله اکبر اذان رو میزنن و تموم میشه بعدش دانبال و دینبلشون هوا میره انگار نه انگار که... این چیزا از این بدتر نیست که دارن شعائر حسینی و فاطمیمون رو ازمون میگیرن... چرا برا این چیزا گردمون کلفت نیست!؟
ما ميخوايم حرفايي که پشت سيد ميزنن جمع کنيم ولي گاهي خودمون باعث دامن زدن به اين حرفا ميشيم (تصور کنيد کسي رو که ادعاي شيعگي داره ولي حتي به عنوان يه مسلمون معمولي نماز يوميه اش رو هم نميخونه و فردا ميگن اينه نمونه يک شيعه)... ما ميگيم با سيد تولدي دوباره پيدا کرديم ولي گاهي از فرصتي که بهمون داده شده استفاده اي نميبريم و قدر اونو نميدونيم (تصور کنيد ما به جاي يه زندگي مفيد تارک دنيا بشيم و فقط به قدرداني از خدا بپردازيم براي اينکه خلقمون کرده با اينکه همون خدا ميگه لحظه اي تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادته)... ما وظيفه داريم به عنوان کسي که خودش رو به هر نوعي وابسته به سيد ميدونه براي سيد آبروداري کنيم و عواطفمون رو حتي به ظاهر کنترل کنيم و در اهداف سيد قدم برداريم تا افرادي که طرفدار سيد ناميده ميشن افرادي موفق و معقول در زمينه هاي فرهنگي-اعتقادي-ادبي-علمي-اجتماعي-... باشن نه افرادي نامعقول-ناموفق-احساساتي-بيفرهنگ-بااعتقادات نادرست-بي ادب-بدون علم و دانش-غيراجتماعي-... باشن...
ما نبايد غرق بشيم در دنباله روي از سيد اونم به غلط بلکه بايد سيد رو گوشه اي از زندگيمون قرار بديم و با تکيه به اون در اصل قدمي محکمتر برداريم... به خودمون بگيم ميخوام يه بنده خوب باشم، ميخوام يه مومن خوب باشم، ميخوام يه مسلمون خوب باشم، ميخوام يه شيعه خوب باشم، ميخوام يه سيدي خوب باشم و در اين جهت پيش بريم و جايي برسه که قلباً عجل لوليک الفرج رو بگيم نه زبوناً... يه روز بهمون تهمت زدن الله رو فراموش کرديم و چسبيديم به آل الله حالا داريم کاري ميکنيم که بگن چسبيديم به خلق الله!!!
ما خيلي کم گذاشتيم برا اين ذاکر طباطبايي ولي تا حالا يه کارايي در حد خودمون کرديم و انشالله خدا بخواد از اين به بعد هم ميکنيم ولي هميشه به بچه ها گفتم راه ما نوکري بنده خدا نيست بلکه بندگي درست براي خداست، راه ما رسيدن به حب بنده خدا نيست بلکه رسيدن به حب الله ست، راه ما قدم گذاشتن تو راه و سيره بنده خدا نيست بلکه قدم گذاشتن تو راه و سيره خداست... کاري نکنيم که مردم فقط يه وجب جلو چشمشونو ببينن. هدف اين راه خيلي مهمتر از رسيدن به سيد ذاکرهاست. با وجود سيد ذاکرها پيشروي بايد بکنيم نه عقب گرد يا نه حتي استُپ...

به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن                 طلب گشايش کار ز کار ساز کردن
به خدا قسم کسي را ثمر آنقدر نبخشد        که به روي يک حسيني در بسته باز کردن

ما به سيد مديونيم چون ما رو از خواب غفلت بيدار کرد تا تو اين راه ها قدم بذاريم و پيش بريم نه تو راه خودش...

بيچاره ما در آرزوي يک نگاه تو          اما بيچاره تر کسي که بَرد آرزوي ما

سخنی درباره فعالیتهای وبلاگ سید:

وبلاگ سيد نه در زمان سلامتي سيد و در جهت تبليغات از سيد   و   نه در زمان رفتن سيد و در جهت مُرده پرستي راه اندازي شد بلکه دقيقاً در اوج بيماري و آخرين مجالسي که حضور داشت (و زماني خاص با شرايط خاص که نيازي به بازگوييش نميبينم) افتتاح شد. ميتونم به جرات بگم اولين و تنها وبلاگ اختصاصي و از هر نظر فعال سيد بوده و هست که مديريت آن به عهده (نميگم يکي از نزديکان يا دوستان يا آشنايان سيد بلکه به گفته خودش:) نوکر اين سيد طباطبايي بوده و هيچگاه از خود اسمي به ميان نياورد زيرا براي خودنمايي دست به اين کار نزد...
من مسئول اجرایی وبلاگ سید هستم که در نت با نام یادگار یا آخرین یادگار میشناسنم و در خارج از نت با نام خانم مومنی... نه به درجه اجتهاد رسيدم، نه دانا و عالم مطلقم، نه بهشتی و حسینی و یار امام زمان بودنم بهم وحی شده... بنده آدم ناشناخته و عجیب و غریبی نیستم، سالها فعالیت مذهبی-فرهنگی-اعتقادی کردم به لطف خدا و شکر خدا به اهدافی که میخواستم رسیدم و دارم به راهم ادامه میدم... افراد مورد تاییدی که از نزدیکان سید بودن یا در رابطه با سید فعالیت میکنن منو خوب میشناسن و با شناختی که روم دارن همکاری خوبی هم باهام دارن و مطمئنا چنین افرادی با هر کسی ارتباط و همکاری ندارن...
ما اينجا نشستيم هر جور از دستمون برمياد خدمت کنيم به خلق الله بعد يکسري افراد ميان خدمتمون رو زير سوال ميبرن!!! بارها گفتم چه نفعي وبلاگ سيد برده که تهمت ميزنن!؟ اونايي که ما رو ميشناسن ميگن:"وبلاگ سيد تنها وبلاگيه که واقعا داره خدمت ميکنه و دنبال منفعت طلبي نيست" گفتن نداره ولي ميخوام با چشم باز قضاوت کنين... مخالفین وبلاگ سید کجا بودن اون وقتي که هيچ عکسي از سيد تو اين در و دکونا نبود و دوستداران سيد تموم آرزوشون اين بود که يه عکس از سيد تو جيبشون باشه اون وقت همين وبلاگ عکس از سيد زده بود به چه قشنگي(عکسشم تو وبلاگ موجوده)سر خاک بين مردم پخش ميکرد(هنوز که هنوزه همه دنبال پوستر اون عکسن)... کجا بودن اون وقتي که وبلاگ سيد زيارت عاشورا به نيت وعکس سيد زده بود و سر خاک بين مردم پخش ميکرد و به همه شهرا ميفرستاد(هنوز که هنوزه همه دنبال اون زيارت عاشوراهان)... کجا بودن اون وقتي که وبلاگ سيد بسته بسته پوستر سيد ميبرد سر خاک بين مردم پخش ميکرد(هنوز که هنوزه هر کي بهمون ميرسه ميگه پوستر سيد آوردي؟)... کجا بودن اون وقتي که همه نااميد بودن از سيد ديگه سي دي بياد بيرون همين وبلاگ پشت سر هم سي دي تقديم ميکرد و آرشيو آرشيو برا موسسات و عشاق ميفرستاد... همين حالاش کجان؟؟؟... برن از موسسات بپرسن کي آرشيو سي دي هاي سيدشون رو تکميل کرد؟؟؟ برن از سر خاک سيد بپرسن کي اونجا هميشه دست پر مياد؟؟؟ برن از نتي ها بپرسن کي چه اون زمون که سيد تو کما بود و چه حالا به روزترين و موثق ترين خبرها و مطالب رو داره؟؟؟ برن از منابع بپرسن که فيلماي سالگرداي سر خاک سيد کار کيه؟؟؟ برن از هر کي دلشون ميخواد بپرسن...  اينا منت نيست، خدمته... اومديم برا همين وبلاگ زديم، کنفرانس گرفتيم، فعاليت ميکنيم... نفع وبلاگ سيد کجاست!!! اگه اسم و رسمه، خب برن ببينن به خوبيه يا به بدي، اگه به بديه که چه منفعتي توشه اگه به خوبيه که شکر انشالله پيش الله و آل الله اسم و رسممون به خوبي باشه... سيد با اين خير و ثوابا عذاب ميکشه!!!؟؟؟ چي بگم ديگه... من نميگم کار وبلاگ سيد گرفته، من اسمشو اين نميذارم ولي مطمئنا وقتي کسي يا چيزي يه محبوبيتي پيدا ميکنه دليلش شارلاتان بودن طرف اول يا ساده لوح بودن طرف دوم نيست چون اين چيزا عمرشون کوتاهه(جالبه قضيه مثل جريان خود سيد شده!!! درباره سيد هم همينطور قضاوت ميکردن!!!)... اين وبلاگ و مسئولينش هميشه حد و حدود خودشونو حفظ کردن و ادعايي نداشتن!.. اين بچه هایی که تو وبلاگ سید جمع شدن همونطور که به خاطر ساده لوح بودن خودشون و شارلاتان بودن ما تو وبلاگ سيد جمع نشدن، برا نسبت ها و اين مسايلي که تو فکر مخالفانه هم اينجا نيستن... ما به خاطر يه هدف واحد اينجا هستيم... اگه اينجا اسمش به نام سيده براي سوء استفاده نيست(متاسفم برا اين کوته بيني!)برا اينه که همه اونايي که اينجا هستن مديون اين شخصن و ميخوان اداي دين کنن و ميخوان برسن به اونجايي که خداي اجداد سيد ميخواد...
اینم جدیداً باب شده که مخالفان وبلاگ سید میگن "سید راضی نیست به وبلاگ زدن"!!! مگه وبلاگ گناه کبيره است که طرف راضي بهش نباشه؟؟؟ تو اين وبلاگ و فعاليتهاش چه موارد خلاف شرع و عرفي صورت ميگيره که شده پيرهن عثمان؟؟؟ تا حالا تو اين وبلاگ نه يه عکس نه يه مطلب خصوصي از سيد بوده... کدوم کارمون گناه کبيره است!؟: مطالبي که درباره آل الله مينويسيم؟ اطلاعات ديني که درج ميکنيم؟ کنفرانسهاي مذهبي که برگزار ميکنيم؟ شايعاتي که تکذيب ميکنيم؟ سي ديهايي که از سيد پخش ميکنيم؟... واقعا چشونه اینا!!!؟؟؟ تا کي ميخوان به وبلاگ سيد و منه خادم پيله کنن و به دشمني و نفرت و کينه توزیشون ادامه بدن؟؟؟!!! لابد سيد و اجدادش و خداش از اینا و اينکاراشون راضين!!! برن به اونايي بگن در وبلاگ و دکوناشونو تخته کنن که دارن چرت و پرت مينويسن... برن خِر اونايي رو بگيرين که واقعا دشمن دين و خاکمونن... حالا گيريم منم فردا نبودم مشکل حله؟؟؟ سيد از هيچي ناراحت نيست فقط از اين وبلاگ ناراحته؟؟؟ لابد اینا هم بهشون وحي شده بيان سراغ من؟؟؟ وظيفه آدمی گير دادن به وبلاگ سيد نيست، صاف کردن دل خودشه... اینا وقتي قراره استفاده ببرن همه چي خوبه ايرادم ميگيرن اگه مشکلي تو رسيدن به اون استفاده شون باشه ولي وقتي قراره برن سر لج اونوقت همه کاراي دنيا اشتباه ميشه و زير سوال ميره... اگه فعالیتهای وبلاگ سید اسمش کار و کاسبيه آره من دارم کاسبي ميکنم و شکر ميکنم که تو خط آل الله دارم کار ميکنم... نمک سفره ام از الله و آل اللهه و هر چي دارم مال اوناست، اونا خواستن، اونا دادن ولي خدا شاهده از روزي که قدم تو اين راه گذاشتم از جيب دادم و يه شاهي هم تو جيب نذاشتم(پشت سيد هم خيلي اين حرفا بود که فلان قدر ميگيره ولي بعدا فهميدن که يه شاهي هم نميگرفته من نميخوام فردا بفهمن و شرمندگي تهمتش و حق حلاليت طلبيش بهشون بمونه من امروز ميگم نه برا ريا، برا اينکه آلوده به گناه نشن و عادت به حرف مفت زدن نکنن)...
نميدونم توقع شخص شما از يک وبلاگ درباره سيد چيه ولي فکر ميکنم اين وبلاگ تونسته هم در راه آل الله و سيد پيش بره و هم تونسته توقع معقول عشاق رو جوابگو باشه. که از فعاليتهاي وبلاگ ميتونم به نکات زير اشاره کنم===> خبررساني دقيق و موثق و لحظه به لحظه از سيد در زمان کُما و مراسمات وي و...- راه اندازي وبلاگ عکسهاي سيد ( نه عکسهاي خصوصي که سيد بر آن راضي نيست)، وبلاگ ليست سي دي هاي سيد، وبلاگ دانلود مداحي هاي سيد، وبلاگ کنفرانسهاي سيد (که توسط اعضاي خود وبلاگ سيد با موضوعات مذهبي برگزار ميشه) و...- قرار دادن پست هاي مذهبي و عامه پسند با موضوعات زندگينامه آل الله، زندگينامه اولياي خدا، ذکر ماهيانه وقايع مذهبي، درد دل با بقية الله و...- قرار دادن پست هاي سيد با موضوعات ماهگردهاي سيد، درد دل با سيد، اشعار سيد، مسايل مربوط به سيد و...- تقديم سي دي ها، پوسترها و... پخش نشده سيد به مناسبات مختلف- رد و پيگيري شايعات  و  کمک وهمياري افراد درباره مسايل مربوط به سيد- برگزاري قرارهاي مناسبتي سر خاک سيد- فعاليت سر خاک سيد و پذيرايي زائرين آن- همکاری با موسسات فرهنگی و هماهنگی آرشیو کامل سی دی های سید و... در این موسسات برای سهولت تهیه محصولات توسط علاقمندان- ارسال سی دی، پوستر، تقویم، زیارت عاشورا، جا کلیدی و دیگر محصولات تقدیمی وبلاگ برای موسسات و علاقمندان-...
و از کارهايي که در اين وبلاگ صورت نگرفته ميتونم به نکات زير اشاره کنم===> درج دروغ و چرنديات براي بالا بردن آمار وبلاگ- درج مسايل خصوصي از زندگي سيد و درج عکسهاي خصوصي از سيد (که همه عزيزان آگاهي دارن که وبلاگ سيد در اين دو زمينه بسيار غني ميباشد)- برخود نامعقول و نابجا و دور از شأن با هر فرد حقوقي و حقيقي-...
باز هم تاکيد ميکنم اين مطالب رو براي آشنايي گفتم نه براي هر چيز ديگه...

سخنی با آنان که با وبلاگ سید همیشه به نوعی درگیر بودن:

جانا به غریبستان چندین به چه میمانی           باز آی از این غربت تا چند پریشانی
صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم                    یا نامه نمیخوانی یا راه نمیدانی

بهتر نيست به جاي قهر و کينه توزي و موضع گيري به گفتگو و مباحثه بشينيم؟ بهتر نيست شما که اينقدر در سخنراني تبحر داريد در کنفرانس هاي سيد شرکت بکنيد؟ من اگه اينجام به خاطر اداي دينه ، به خاطر اعتقاداتمه ، به خاطر خدمت به شما عزيزانه... من اينجا نيومدم که با اسم سيد گندگي کنم و بقيه رو آزار بدم... باور کنيد وقتي کوچکترين مسئله اي پيش مياد چه مقصر باشم چه بي تقصير تموم فکرم به هم ميريزه تا مسئله رفع بشه... آدم بي خيال و بي اعتنايي نيستم بلکه بچه هاي وبلاگ سيد ميدونن بسيار غيرتي و حساسم و احساس مسئوليت ميکنم... چرا روزای خوب خدا رو که میتونیم با عشق و دوستی به شیرینی بگذرونیم با کینه و حرص به خودتون تلخ میکنید!؟...

ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس      
                                ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
گنجی ست ما را فارغ از شور و شر دنیای دون  
                              اینجا چو فارغ گشتی از شور و شر دنیا بیا
شرط هواداری ما شیدایی و شوریدگی ست
                              گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا بیا

سخن آخر:

جا داره تو چنین پُستی از تمامی عزیزان وبلاگ سید به خاطر همراهی همیشگیشون تشکر کنم، از دوستان که با همدلیشون تو این سالها به وبلاگ سید انرژی دادن تا به فعالیتش ادامه بده، از دشمنان که با برخوردشون تو این سالها به وبلاگ سید کمک کردن تا نقاط قوت و ضعف خودشو بهتر بشناسه، از بچه های وبلاگ سید که با وجودشون تو این سالها غمها و شادیهامون رو تقسیم کردیم و سبک شدیم، از همکاران که با حمایت و لطفشون تو این سالها خیلی از مشکلات رو حل کردن و کمک حال وبلاگ سید بودن... 
انشالله آقامون که میاد پشت سرش یارش باشیم نه زیر تیغش... و خوشا به حال اون کسی که جلو آقا سر بلنده نه برای نوکری خودش بلکه برا نوکرا و کنیزایی که تقدیم آقا کرده...

۲۰/۱۲/۱۳۸۷

***
***

سالروز شهادت حضرت محمد مصطفی (ص)

و امام حسن مجتبی (ع) و علی بن موسی الرضا (ع)

را خدمت تمامی عزیزان تسلیت عرض مینمایم.

 

به همین مناسبت وبلاگ سید تقدیم میکند:

سی دی صوتی مجلس کامل "دیگه خسته شدم"

که هم اکنون نیز به روی وبلاگ قرار دارد

وعده ديداری دیگر ميان وبلاگ سید و شما عزیزان

تاريخ: 7 - 12 – 1387 برابر با 29 صفر 1430

زمان: ساعت 14 بعد از ظهر

مکان: مشهد مقدس،حرم مطهر امام رضا(ع)،صحن قدس،زیر کتیبه امام خمینی

نشان: شال مشکی

عزیزانی که علاقمند به حضور در این قرار هستند لطف کنند

در قسمت نظرات اعلام کنند تا بنده به تعداد تقویم و

یادگاری مخصوص وبلاگ سید همراه بیاورم...

۳/۱۲/۱۳۸۷

***
***

سَلامٌ عَلَیکُم خدمت تمامی عزیزان

همانطور که مطلع هستید در پُست پیشین وبلاگ، پیگیر تقویمی که تقدیم نمودیم، در قسمت نظرات انتقاداتی بر پایه خصومات شخصی افراد مطرح شد و وبلاگ سید خود را در تنظیم جوابیه منطقی به آن موظف دید، تا اینکه پیغامها و انتقاداتی که عموما به صورت خصوصی هم درج میشد بیش از حد نامعقول و غیرعادی شد و گویای این بود که منتقد به هیچ وجهه در تعادل روحی دست به قلم نمیشود و از موردی ماورای مطالبی که بیان میکند رنج میبرد... با تحقیقاتی که در گذشته فعالیت وبلاگ سید به عمل آمد و از بیانات دیگر افرادی که مورد مزاحمت این شخص قرار گرفته بودند معلوم گردید منتقد متاسفانه  به دلیل ضربه شدید عاطفی-مذهبی در وضعیت بحران روحی به سر میبرد و آشکارا و پنهانی در صدد انتقام از افرادیست که در مقوله مربوط به مادحین فعالیت خاص دارند... ماجرا بسیار تاسف انگیز بود...

بر آن شدیم به غیر از سفارش دعا برای شفای بیمار مذکور در هیئات مادحین معروف سراسر کشور و حرمین شریفین ائمه اطهار، برای اولین بار در وبلاگ سید ختم قرآنی به صورت انتخاب جزء برگزار نماییم به ده نیت:

Œ    شفای عاجل این عزیز بیمار روحی

    شفای یکی از یاران همیشگی وبلاگ سید که چندیست مبتلا به سرطان شده

Ž    عاقبت به خیر شدن تمامی عزیزانی که در این ختم شرکت مینمایند

و افراد مورد نظرشان

    ریشه کن شدن تمامی آنان که راه نجات و بازگشت به صراط المستقیم

برایشان باقی نمانده

    خیرات برای سید

‘    هدیه به انبیاء و آل الله و اولیای خدا

’    شادی روح شهدای اسلام و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران

“    سلامتی خادمین و مادحین آل الله

”    سلامتی رهبر

•    تعجیل در فرج آقا حجة بن الحسن (عج)

عزیزانی که مایل به شرکت در این مهم هستند جزء مورد نظرشون رو در قسمت نظرات درج نمایند انشالله که خداوند عنایتی به نیات این ختم داشته باشد...

با تشکر و تاسف فراوان

 

 

جزء 1

 عطش

جزء 11

مجنون ذاکر 

جزء 21

نگار 

جزء 2

عاشق هو 

جزء 12

عطرشهادت

جزء 22

سید مجتبی 

جزء 3

کلب الرقیه

جزء 13

جامانده 

جزء 23

 مدعی محبت

جزء 4

زنگنه 

جزء 14

مدیون سید

جزء 24

دلشده 

جزء 5

چاکر سید

جزء 15

مسافر بهشت

جزء 25

رقیه

جزء 6

مجید 

جزء 16

خادم میخونه 

جزء 26

میکده عشق

جزء 7

مدیون

جزء 17

زینبیون 

جزء 27

عاشق زهرا 

جزء 8

حسین 

جزء 18

مائده 

جزء 28

مصطفی 

جزء 9

فرزانه 

جزء 19

لنا مرتضوی 

جزء 29

 عطیه

جزء 10

بیقرار 

جزء 20

تنها 

جزء 30

رضا


پُست ختم قرآن وبلاگ سید با استقبال غیر منتظره عزیزان روبرو گردید و نه تنها در عرض یک روز تمامی جزء ها توسط آنان انتخاب گردید بلکه کماکان درخواست ها ادامه دارد... در ضمن وبلاگهای    divanegane-hoseinو  nariman-panahi  و dostdareseyed و  seyedzakerin  و چند تن از وبلاگ نویسان دیگر ختم کامل قرآن، صلوات، یاعلی برداشتند همچنین تعدادی از هیئات نیز ابراز تمایل به شرکت در طرح کردند... انشالله در این واپسین روزهای ماه صفر و سال شمسی مورد قبول درگاه احدیت قرار بگیره...

۲۲/۱۱/۱۳۸۷

***
***

سَلامٌ عَلَیکُم خدمت تمامی عزیزان

میخواستم به اطلاعتون برسونم تا اطلاع ثانوی به دلیل بروز رسانی

وبلاگ کنفرانسهای سید http://www.seyedzaker-konferans.blogfa.com/

و وبلاگ مداحیهای سید http://www.seyedzaker-madahi.blogfa.com/

ممکن است با مشکلاتی مواجه شود...

انشالله به زودی با تغییرات کلی در خدمتتون هستم...

۲۸/۸/۱۳۸۷

***
***

گرچه ما در مذهب پرهیزگاران کافریم
قدر ما این بس که شیخ شهر در تکفیر ماست

 

سَلامٌ عَلَیکُم خدمت تمامی عزیزان

چندی پیش نظر خصوصی رو در یکی از پُستهای وبلاگ سید دیدم که مشابه این نظر رو قبلا از گوشه و کنار شنیده بودم... تصمیم گرفتم با قرار دادن اون نظر در قسمت نظرات همین پُست به جوابگویی خط به خط و بررسی موضوع نیز بپردازم. پس اول برید تو قسمت نظرات، نظر ایشون رو مطالعه کنید بعد برگردید:

فکر میکنم ابتدا باید یه توضیحی درباره جریان بدم که از موضوع عنوان شده مطلع باشید... البته من دقیقا نمیدونم ایشون به کدوم سی دی و کدوم تِرَک اشاره داشتن ولی میتونم حدس بزنم که قضیه از چه قراره... وبلاگ سید سه تا کلیپ با عکسهای سید در سی دی های خود ارائه کرده: (ای اشک غم بیا و یاری کن   خون دلم ز دیده جاری کن...) - (دوباره دل هوای با تو بودن کرده   نگو این دل دوری عشقتو باور کرده...) - (گل یاسیم عباسیم آی قارداش آی قارداش...) و حالا این کلیپ ها با این اشعار مورد انتقاد قرار گرفتن...

خیلی برام جالبه! من خودم نمیدونم خوننده اشعار کی اند فقط میدونم به قول معروف اینورآبی و مجازن ولی عزیزان منتقد خیلی خوب خوننده های اینورآبی و اونورآبی رو میشناسن (میگم اینورآبی و اونورآبی چون اعتقادی به مجاز بودن و مجاز نبودن ندارم)!!! اگه یارو بَده،استغفرالله، شما از کجا میشناسی و پیگیرشی و چطور مجوز گرفته اگه خوبه،الحمدالله، پس مشکل چیه!!! بنده هزاران شعر خوندم و شنیدم ولی هیچوقت دنبال این نبودم که خوننده اش کیه چون اونی که مهمه و تفکر توش به درد دنیا و آخرتم میخوره مفهوم شعره نه اسم و رسم خوننده اش... میدونید، مشکل اینه که عادت کردین اول ببینین کی میخونه، هیچوقتم گوش نمیدین ببینید چی میخونه... شکر خدا هم همه در منصب قضاوتن، حکم میدن کی خوبه کی بَد...

چطور آقای محمد اصفهانی عزیز یه شعر بخونه کلیپ میشه برای الله و آل الله و خلق الله از عالِمش گرفته تا آدم عادیش اصلا ایرادی نداره خیلی هم عرفانی و به جاست ولی فلانی حتی دقیقا برای بقیة الله الاعظم و قمر منیر بنی هاشم شعر بگه و بخونه میشه چرندیات!!! خود مداح میاد سبک ترانه میخونه بعضاً خود ترانه رو هم بدون هیچ تغییری از فلان زن خواننده اجرا میکنه هیچ ایرادی نداره همه میرین پاش سینه میزنین حالا اینجا که میرسه همه ارشاد میشید!!! (من نمیگم کار مادحین درسته یا غلط، الله و آل الله باید قبول کنن منه بنده سراپا تقصیر چه کاره ام! قبلاً توضیح دادم اتفاقا به دلایلی بعضی از نمونه های اجراییشونم میپسندم، من حرفم اینه که اول تکلیفو با خودمون روشن کنیم)... عزیز من اونی که در درجه اول اشکال شرعی داره موسیقیه نه اشعار... اصلا کدوم عزیزی میتونه ادعا کنه تا حالا هیچ موسیقی به گوشش نخورده؟؟؟ با چیزی که وجود داره و تو همین مملکت اسلامی مجوز گرفته برا چی درگیرین!!! موسیقی لهو و لعب که نذاشتیم رو کلیپ که رقصت بگیره مدیون سید شی، یه چی گذاشتیم که اگه بفهمیش اشکت در میاد...

جالبه این عزیز محترم در ابتدای اعرایضشون قید کردن منو نمیشناسن ولی بعد از انتقادشون بدون شناخت بنده رو به تهمت و توهین گرفتن!!! اینکار رسم کجاس ما آخرم نفهمیدیم!!! نمیدونم چرا وقتی داری جون میکنی و خودتو برا خلق الله نه، برا الله و آل الله، به آب و آتیش میزنی، فلان مجلسو میگیری- فلان سی دی رو جورش میکنی- فلان کنفرانسو میذاری- فلان جا سینه سِپَر میکنی- و هزار فلان دیگه هیچکی نیست فقط بگه بَمانی دارمت... ولی خدا نکنه از یه کار همون تویی که تیکه تیکه شدی تو این راه خوششون نیاد،واویلا، دیگه رحم نمیکنن، همونایی که تا دیروز اصلا  تو هیچ صحنه ای حضور نداشتن حالا برا خنجر زدن از هیچ تلاشی فروگذار نیستن حتی اگه شده برن یار از قبرس بیارن... کنار ِهم بودن شده گناه کبیره، درمقابل هم بودن شده ثواب...

من می خوام از اسم سید استفاده کنم برای معروف شدن؟؟؟ این چه حرفیه شما میزنی!!! انشالله پیش الله و آل الله معروف باشیم وگرنه حالا مثلا معروفم شدم، به چه نامی؟؟؟ گیریم منم شناختن، به چه شهرتی؟؟؟ اگه به خوشنامیه و خیر رسوندن به خلق الله، آره اصلا ما اومدیم معروف بشیم... کجا سوء استفاده کردیم که خودمون نفهمیدیم!!! ما که اومدیم در همه دُکونا رو هم تخته کردیم رفت!!! تازه به دوران رسیده که نیستیم چشم طمع به اسم سید اولاد پیغمبر داشته باشیم... اگه سید اسم و رسمی هم داره همه جا به خوبی هم نیست که فکر کنی زیر سایه اش نصیب ما همیشه گُل باشه والله ما که شدیم چوب دو سر نجس، هم داریم از اونایی که خوب ِسیدو میگن سنگ میخوریم هم از اونا که بدشو میگن!!! اون موقعی که سید زیر فشار بود ما هم همونجا زیر همون فشار بودیم، شما کجا بودین؟؟؟ همه شدن رفیق شیش و فامیل درجه یکِ طرف، ما شدیم هفت پشت غریبه و دشمن خونی!!!؟؟؟...

در هر حال باز هم ما به نظر عزیزان احترام میذاریم اگه حرفای من قانع کننده نیست شما منو قانع کنید...

۲۵/۷/۱۳۸۷

***
***

به مناسبت ایام فاطمیه:

- نمیگم کل ماه رو ، نمیگم کل دو دهه رو ، حتی نمیگم یه دهه...
میگم سه روز ؛ یه روز تو فاطمیه اول ، یه روز بین دو فاطمیه ، یه روز فاطمیه دوم...
به نیت خانم فاطمه زهرا روزه میگیریم ؛ انشالله قبول کنه همگیمونو به کنیزی و نوکری...

- کنفرانسای فاطمیه وبلاگ سید از پایان اردیبهشت ماه شروع میشه و تا پایان خرداد ماه ادامه داره... اگه میخوای بیای مجلس خانم و ادای دین کنی آیدیت و روز مورد نظرت رو بذار تو نظرات...

دوشنبه 30 ارديبهشت : با موضوع ماجراي سقيفه بني ساعده تا قبل از هجوم به خانه اميرالمومنين
پنجشنبه 2 خرداد : با موضوع ماجراي فدک و خطبه فدک
دوشنبه 6 خرداد : با موضوع هجوم به خانه امیرالمومنین و شهادت خانم فاطمه زهرا
دوشنبه 13 خرداد و پنجشنبه 23 خرداد و پنجشنبه 30 خرداد : با موضوع قاتلين خانم فاطمه زهرا

ساعت شروع جلسات : 23:30

در اين جلسات بعد از پرداختن به موضوع هر جلسه هر روایت دیگه ای درباره خانم اومده رو میتونید عنوان کنید...

مگه ميشه براي خانم مجلس بذاري خانم به اون مجلس نیاد!!!؟؟؟...

۲۷/۲/۱۳۸۷

***
***

اگر روزی دشمن پيدا کردی بدان در رسيدن به هدفت موفق بودی...

اگر تهديدت کردند بدان در برابرت نا توانند...

اگر خيانت ديدی بدان قيمتت بالاست...

اگر ترکت کردند بدان با تو بودن لياقت ميخواهد...

۲۳/۲/۱۳۸۷

***
***

مطالعه این پست وبلاگ سید را به شما پیشنهاد میکنم

قسمت هایی که در متن با علامت * مشخص شده در پایان به صورت کامل آمده حتما مطالعه کنید

ساعتها میگذرد و من هنوز هیچ جمله ای روی ورق نیاوردم...انقدر این روزها خسته و زخمی روزگار هستیم که دیگر نه جایی برای زخمی تازه داریم و نه حالی برای مرحم...
سه ماه پیش یعنی درست محرم پارسال بهمن ماه ، ماهنامه ای با نام سپیده دانایی در شماره نهم خود مطالبی ویژه با عنوان مداحی پاپ را با تیتر درشت "از نریمان تا سید ذاکر" به چاپ رسانید که در آن به بررسی هیئات عزاداری و مداحی پرداخته بود و در این بین هم *1مصاحبه ای انتقادآمیز با عبدالرضا هلالی انجام داده بود و دو صفحه را نیز به *2مقاله ای توهین آمیز درباره سید و نریمان اختصاص داده بود!!! جای تعجب داشت ، یک مجله چند ماهه روانشناسی را چه به نگاه منتقدانه به پرونده مداحی!!! دلم بدجوری گرفت...این مقاله و مصاحبه ، دیگر اخبار تلویزیون نبود ، بی نام و با تصاویر شطرنجی یا...که بگوییم ما چرا به خودمان میگیریم ، این اسم و عکس سید بود که در میان مقاله و مصاحبه ای غیر حرفه ای خودنمایی میکرد و دلم را میسوزاند... با این جسارتها همینجور که پیش برود فکر میکنم تا سالگرد سید وانتی ها هم به جای اینکه در بلندگوهایشان داد بزنند هندونه شیرین ، فریاد بزنند سیدِ...
به رسم وبلاگ سید رک و بی پرده و منطقی *3متنی را بعد از بازگشت از سفر کربلا و قبل از سال نو به سه آدرس ایمیلی که از ماهنامه در دست داشتم سه بار فرستادم و بعد از یک ماه جوابی کوتاه از روابط عمومی ماهنامه در حد درخواست مکالمه تلفنی دریافت کردم. در پی این جواب چند نفر از بچه های خارج نت که از ابتدای چاپ این مطالب قصد رفتن به ماهنامه و گفتگو با مسئولین آن را داشتند از من تقاضا کردند از طرف وبلاگ سید حضورا به ماهنامه بروند ولی این جریان فقط به وبلاگ سید مربوط نمیشد که با یک گفتگوی حضوری یا تلفنی خصوصی حل شود و تمام ، پس بعد از یک هفته مجددا ایمیلی به ماهنامه فرستادم و خواستار جوابیه کتبی شدم و اعلام آمادگی کردم که در صورت لزوم مکالمه تلفنی هم میتوانیم داشته باشیم. جوابیه آمد و گفتگویی تلفنی نیز بین من و روابط عمومی ماهنامه صورت گرفت البته نه با مضموم عذرخواهی آنها ولی با توضیح و توجیه مقاله...
به صورت کلی نتیجه خوبی داشت :
گفتند که قصد توهین نداشتند ، فقط برای روشن سازی هیئات اصیل دست به نوشتن این ویژه نامه زدند ، با کسی خصومت شخصی ندارند ، مقاله چاپ شده برگرفته از تحقیقی در شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده که تازه ماهنامه با کلی سانسور چاپ کرده،...
گفتم که بین این همه مقاله چرا باید این مقاله انتخاب به چاپ میشد ، اگر قصد خیری در کار بود بهتر بود اسمی برده نمیشد تا اثر کند نه باعث موضع گیری شود ، اگر سید بود و این حرفها زده میشد بحثی نبود خودش میدانست چه جوابی بدهد ولی حالا این کار اصلا درست نیست ، ارتباط هر کس با آل الله به خودشان ربط دارد و جایگاه قضاوت مخصوص رب العالمین است اگر این جایگاه رو به ما میدادند ما نعوذبالله خدا را هم زیر سوال میبردیم ،...
به نقاط مشترکی رسیدیم ، آنها مایل به همکاری بنده با خود در این زمینه بودند ، من گفتم برای گرفتن شماره جدید و قدیم ماهنامه شخصا به دفتر ماهنامه خواهم رفت...
شماره دوازدهم ماهنامه چاپ شد و قبل از اینکه برای گرفتن آن از خود ماهنامه اقدام کنم توسط یکی از عزیزان به دستم رسید. فرق چیزی که این بین گذشته بود با آن چیز که در ماهنامه با عنوان *4بازتاب چاپ شده بود تمام آن گفتگوی دوستانه را در خاطرم تیره و تار کرد...
اولین موردی که به چشمم میخورد جای خالی نویسنده این صفحه و آن مقاله "از نریمان تا سید ذاکر" بود! دومین مورد خاله زنک وار بودن مطالب بود که قسمتهای پشت پرده که از نظرشان جالب مینمود با آب و تاب نقل کرده بودند! سومین مورد کادر جداگانه تکذیب عذرخواهی سپیده دانایی از اشخاص حقیقی و حقوقی بود که چنان با کلماتی محکم قلم خورده بود که گویا عذرخواهی از گناهان کبیره است و  غیبت و توهین و تهمت و قضاوت نا به جا و دروغ خصوصا درباره اولاد پیغمبر و ذاکر آل الله کاری ثواب و خیر میباشد! با اینکه وقتی بار دیگر متن ایمیلم را مطالعه کردم دیدم با توجه به آن بله احتیاج به عذرخواهی از هیچ شخص حقیقی و حقوقی نیست بلکه احتیاج به طلب آمرزش از خداوند و حلالیت از این سید طباطبایی ست که درک و فهم آن نیز به میزان تقوای خود فرد است... چهارمین مورد کلمات و جملاتی بود که درباره خودشان و دیگران به کار برده بودند که مطالب و برخورد خود را منصفانه ، مودبانه ، محترمانه ، منطقی و با ادبیاتی مناسب  و  مطالب و برخورد دیگران را غیرمنصفانه ، توهین آمیز ، تند ، غیرمنطقی و با ادبیاتی نامناسب دانسته بودند! پنجمین مورد متن سانسور شده ایمیلم بود یعنی فقط قسمتهایی که به انتقاد مقاله "از نریمان تا سید ذاکر" و مصاحبه عبدالرضا هلالی پرداخته بودم وجود داشت و اثری از قسمتهای مربوط به سید نبود!
با توجه به این تفاسیر نمیدانم واقعا ماهنامه سپیده دانایی به دنبال چیست!؟:
به دنبال بررسی پرونده مداحی ست؟ مگر این کار از ما ساخته است! به دنبال ایجاد حاشیه برای مادحین است؟ به دنبال ایجاد درگیری بین مادحین است؟ به دنبال کوبیدن شخصیت مادحین است؟ به دنبال بالا بردن تیراژ ماهنامه است؟ خب آخر وعاقبت این کارها چیست! امتیاز میدهند! ثواب دارد! به درد آخرت میخورد! کلید در باغ بهشت است!
این ذاکرین آل الله با سادگی و حسن نیت راضی به مصاحبه میشوند بی خبر از اینکه قرار است از حرفایشان در جهت های فوق استفاده بشود نه هیچ چیز دیگر...
با این اوضاع بنده هم رفتنم به ماهنامه به عنوان مدیریت وبلاگ سید چه دردی دوا میکند. من در جایگاهی نیستم که از جانب سید حرفی بزنم و در حد خودم گفتنی ها را گفتم اگر آنها نیز حسن نیت داشتید متن را به نفع مقاصد خود با سانسور چاپ نمیکردند و به جای بیست خط توضیح و تفسیر بی جا از شخصیت من و یک صفحه گزارش پشت صحنه جوابیه معقولانه ای مینوشتند و به قول خودشان فضایی برای همکاری باز میکردند. من و وبلاگ سید منبری برای تبلیغات و تاختن به بندگان خداوند نیستیم و آنقدر بی غیرت نشدیم که به دو کلمه گول زننده چشم روی این همه توهین و تمسخر ببندیم...
انشالله اینگونه که ما دیگران را زیر سوال میبریم خداوند در آخرت ما را زیر سوال نبرد...

از تمامی عزیزان خواهشمندم با هرگونه عکس العمل به این جریان
یا پیگیری شماره های بعدی ماهنامه به ادامه این جریان دامن نزنند...


*۱  مصاحبه عبدالرضا هلالی:

صفحه اول              صفحه دوم              صفحه سوم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*۲  مقاله از نریمان تا سید ذاکر:

صفحه اول              صفحه دوم   

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*3  ایمیل وبلاگ سید به ماهنامه سپیده دانایی همراه با قسمتهای سانسور شده:

سلام عليکم خدمت سردبير و مدير مسئول ماهنامه سپيده دانايي
بنده مديريت وبلاگ سيد محمد جواد ذاکر طباطبايي
به آدرس اينترنتي www.seyedzaker.blogfa.com مي باشم.
در شماره نهم مجله به تاريخ هشتم بهمن ماه مطالبي ويژه با عنوان مداحي پاپ به چاپ رسانديد که بسيار تاسف انگيز و ناراحت کننده بود... با خواندن متن دو صفحه ايتان درباره سيد و نريمان هنوز شوکه ام!!! چنان نام مداحي پاپ و تفاسيرتان برايم غريبي مي کرد که انگار دارم مطالبي در مورد گروهکهاي رپي و هيپي و... يا خوانندگان هوي متال يا شيطان پرستان مطالعه مي کنم!!! وقتي اطلاعاتي درباره اين موضوع نداريد چه اجباريست دست به قلم بشويد!؟ آن چيز که شما نامش را مداحي پاپ گذاشته ايد تا آنجا که به ياد ما مي آيد از قديم الايام به سبک شور معروف بود و سبک در مداحي نيز چيز عجيب و غريبي نيست و سبکهاي ديگري نيز در مداحي وجود دارند که هيچکدام ربطي به ضد شرع و عرف بودن ندارند...
از ريخت و قيافه طرف گرفته  تا  روش مداحي اش براي آل الله  تا  اعتقادات ديني و ملي اش  تا... همه چيز را زير سوال برديد که چه!!!؟ براي افرادي که آبروي سيد اولاد پيغمبر را بريزند ، پشت سر از دنيا رفته قضاوت نا به جا کنند ، تهمت بزنند و توهين کنند روايتي در خصوص نويد بهشت آمده و ما بي خبريم؟ وقتي چنان از رفتارها و حرکات سيد مي نوشتيد که گويا فاعل هنرپيشه اي لامذهب بيش نيست به گوشتان نرسيد که سيد از معدود ذاکرين با اخلاص آل الله بوده و هست!
بارها خوانديم و نوشتيم داستان راز و نياز چوپان با خداوند را و عبارت " در زيارت هيچ آدابي مجوي هر چه مي خواهد دل تنگت بگوي" ولي ياد نگرفتيم...
با خواندن اشعار آل الله روي آهنگ چه درون مرزي باشد و چه برون مرزي ( که از نظر من هيچ فرقي ندارند ) موافق نيستم ولي عقيده ام اين است که با اين کار ثابت مي کنيم به جاي اشعار مبتذل مي توان از اشعار معنوي استفاده کرد و شنونده و ماندگاري بيشتري داشت. به نظر من اين خود يک حرکت فرهنگي ست؛ به نظر شما اين همان مشت بر دهان ابتذال کوبيدن نيست؟
يک روز افتخار مي کرديم به شيعه بودنمان، به محرم و صفري که با ذکر همين ذاکرين اسلاممان را زنده نگهداشته، به همدرديمان بعد از 1400 سال با آل الله در همين هيئات حال چه شده که اينطور بي تفکر در پي اشعار و حرکات و... چماق برداشتيم!!!؟ چرا نمي آييم پيش از کوفتن اين چماق بر سر مذهبمان صفحات تاريخ بزرگان دين از پيامبران تا امامان تا صالحان را ورقي بزنيم و ببينيم ما آئينمان با آنان يکي ست يا افرادي که زير چماقمان له شدند؟  مگر نه اينکه رهبر کبير انقلاب امام خميني (ره) فرمودند: "الان 1400 سال است که با اين منبرها، روضه ها و مصيبت ها ما را حفظ کرده اند."؟
به نظر مي رسد که نويسنده محترمتان تا به حال نه حتي يک سي دي از مجالس سيد ديده نه حتي به هيئات ديگر سري زده و با فرهنگهاي مختلف عزاداري و مداحي کاملا بيگانه است!
سيد تمامي مجالسش را با دعاي فرج شروع مي کرد  ،  در اکثر مجالسش با اشعار و سخناني به توضيح لغاتي که به کار مي بردند مي پرداخت  ،  در آخر تمامي مجالسش براي سلامتي رهبر و شهدا دعا مي کرد  ،  در هيئات بزرگ و شناخته شده اي همچون جنت الحسين کاشان (متعلق به آقاي رضا قصاب يزدلي)، شيفتگان رقيه (متعلق به آيت الله سيد محمد سجادي) و لواءالزينب قم، زينبيه و حيدريون زنجان (متعلق به استاد غلامرضا عيني فرد)، هيئت استاد سيد حسن خوش زاد و علمدار مشهد، انصارالزهرا تهران (متعلق به حاج محسن فيضي) و ديگر هيئات سراسر کشور و حرم امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) ميان جمعيت علناً مداحي مي نمود  ،  اشعار بزرگاني چون حافظ، استاد سيد حسن خوش زاد، استاد حسن قصاب يزدلي و... را مي خواند ، با افراد سرشناس مذهبي همچون آيت الله سيد محمد سجادي، حاج آقا دارستاني، استاد حاج محمد تقي شريعتي زنجاني، استاد غلامرضا عيني فرد زنجاني و... نشست و برخاست داشت  ،  در خانواده اي مذهبي و اصيل طباطبايي با پدر و برادري روحاني پرورش يافته بود و با دختر حاج آقا طباطبايي يکي از روحانيون سرشناس قم وصلت نمود  ،  کتاب اشعار و زندگينامه اش  و  سي دي تمامي مجالس مداحي و مراسم تشيیع و ختمش  و  عکسها و پوسترهايش بدون هيچ مانعي به چاپ رسيده و در سراسر کشور پخش شده  ، ... حال اين فرد مي توانسته آن شخصيتي باشد که شما از وي ساخته ايد!!!؟؟؟
از خواندن متن مصاحبه با عبدالرضا هلالي نيز بسيار متعجب شدم، آيا واقعا اين متون حرفهاي عبدالرضا بود!!!؟ باورش سخت است... قسمتي از جوابها به قدري بي معني و مسخره جلوه مي کرد که هنگام خواندنشان بارها و بارها با خود گفتم: کاش از من به عنوان کمترين محب آل الله اين سوالها پرسيده مي شد. مطمئنا به جاي آبروريزي از جامعه مداحان و ذاکرين آل الله و استفاده از اسم ذاکر با اخلاصي که دستش از دنيا کوتاه است جوابهاي با معنا تر و عاقلانه تري مي دادم... هر چه پرسش و پاسخ ها را زير و رو کردم باز هم دليلي براي کشيده شدن اسم سيد محمد جواد ذاکر طباطبايي به اين مصاحبه پيدا نکردم!!! عبدالرضا چگونه به خود اجازه داد اينطور از او و مداحي سخن بگويد!!!
عبدالرضا، سيد اشتباه کرده!؟ سيد توبه کرده!؟ تو نوار توبه اش را داري!؟ از جده سادات نمي ترسي که اين حرفها را ميزني؟؟؟ سيد در تنهايي و انزوا مُرد!؟ وقتي به ملاقاتش رفتي حضور عشاق را پشت درب هاي بيمارستان نديدي؟؟؟ وقتي بدن بي جانش را در خاک مي گذاشتي نديدي سياهي بالاي سرت را از حضور همان عشاق؟؟؟ اگر نديده اي، نشنيده اي از حضور عشاق آن روزها در مجالسش و اين روزها سر خاکش؟؟؟ چنان از بچه حزب اللهي ها حرف ميزني که نعوذبالله انگار خود از حزب شيطاني. وقتي ما درباره يکديگر اينگونه قضاوت کنيم و حکم دهيم و سخن برانيم از حزب بادها چه انتظار...
نمي دانم شما چقدر سيد را مي شناختيد يا چه نظري در رابطه با او داريد حتي نمي دانم خود جناب طراح سوالات و ديگر اعضاي مجله در چه جايگاهي از اعتقادات مذهبي قرار دارند ولي پيشنهاد مي کنم شمايي که به نام سپيده دانايي قلم ميزنيد و در اصل کاري فرهنگي را انتخاب کرديد حداقل نام مجله را زير سوال نبريد و کمي سطح داناييتان را بالا ببريد و بعد به مصاحبه و قلم زدن بپردازيد. قبل از طرح و تنظيم اين گفتگو چرا به سراغ پيرغلامان اين به قول خودتان سبکها نرفتيد؟ تا به حال کتاب شعائر حسيني را مطالعه کرده ايد؟ تا به حال به تماشاي سي دي حقيقت مظلوم درباره فرهنگ عزاداري نشسته ايد؟ تا به حال به سخنان روحانيون و مادحين در مجالس ختم سيد درباره وي گوش داده ايد؟ چگونه به خود اجازه داديد که به جايگاه قضاوت بنشينيد جايگاهي که الحق مخصوص رب العالمين است... بهتر نبود براي پيدا کردن جواب سوالاتتان به منابع مراجعه مي کرديد؟؟؟ بهتر نبود به جاي زير سوال بردن جايگاه ذاکرين آل الله با مطالعه از فضيلت جايگاهشان مي نوشتيد؟؟؟ بهتر نبود به عنوان يک شيعه شما نيز با قلمتان قدمي در راه آل الله برمي داشتيد نه اينکه بياييد و با تيتر درشت بهانه دست لامذهبها و بدمذهبها بدهيد؟؟؟ راه را اشتباه رفتيد و به سربازان خودمان تاختيد...
واقعا جاي سوال است که چرا از راديو تلويزيون گرفته و اخبار سراسري   تا   مجلات و مصاحبه ها   تا   بزرگان دين و مملکت به تازگي فهميده اند که فرهنگ عزاداري و مداح و اشعارمان چنين و چنان است!!!؟؟؟ عزيزان تازه به محافل آل الله پاگذارده اند يا جديدا دستگاه پخش سي دي گرفته اند!!!؟؟؟...
حرف زياد است و حوصله کم...
جداً تقاضا دارم در صورت امکان متن فوق را در ماهنامه سپيده دانايي چاپ نماييد و حتما جوابيه آن را به آدرس ايميل وبلاگ seyed_m_j_zaker_t@yahoo.com
ارسال کنيد.
لازم به ذکر است که وبلاگ 
www.seyedzaker.blogfa.com
 وبلاگي فعال و شناخته شده است و پيش از اين نيز در مواردي مشابه سايتهاي خبري پاسخگوي اين وبلاگ از طريق ايميل بوده اند. اميدوارم شما نيز سلام ما را بي جواب نگذاريد...

با احترام : مديريت وبلاگ سيد محمد جواد ذاکر طباطبايي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*4 مقاله بازتاب با تمام مواردی که در آن به چشم میخورد:

صفحه اول               صفحه دوم  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*5  قسمتهایی از مصاحبه نریمان پناهی درباره سید:

متن کامل مصاحبه در وبلاگ ذاکر بین الحرمین قرار دارد
www.nariman-panahi.blogfa.com

۱۰/۲/۱۳۸۷

***
***

اين روزا خيلي چيزا تو قم تغيير کرده ... همه چيز انگار غريب شده ...
نميدونم چطوري بگم ...

صحن هاي حرم يه جوري شده ، مردا از اينور برن زنا از اونور بيان ، تو صحن عتيق واينسين تو صحن آينه نشينين ، اينجا ميخوان هيئت بيارن اونجا ميخوان تعميرات کنن ، تازه صحن جديد هم زدن نميدوني بالاخره بايد بري توش يا نبايد بري ... پُل روي رودخونه رو کردن اندازه يه وجب نميدوني از تو دل کي رد شي تا برسي اونور آخه بگو خدابيامرزا با پُل چيکار داشتين ديگه ، زير پُل هم معلوم نيست دارن زاينده رود درست ميکنن يا چه گِلي به سر ميگيرن که ديگه نميشه رفت ... قبرستونم که تا ديروز اسم هم نداشت الان سر درش يه تابلو بزرگ زدن به نام آرامگاه کربلايي کاظم کريمي!!! جالبه قبرستون تبديل به آرامگاه شخصي شده!!! ... حالا مياي تو ميري ته قبرستون کنار يه ديوار که هر چي دلت بخواد از شعرهاي عاشقانه تا شعارهاي عارفانه و...روش پيدا ميشه  و لاي کلي گرد و خاک ( من نميدونم قبرستون مسئول نداره فقط وقتي قراره فلان و فلان و فلان کنن پيداشون ميشه؟! ) به واسطه بروبچه ها در حال رُفت و روب  و پرچم لواءالزينب خاک سيد رو پيدا ميکني و مياي بشيني يه فاتحه بخوني و يه خيرات بکني و احتمالا دو تا عکس برا اونا که نميتونن بيان و دلشون به ديدن همين دو تا دونه عکس خوشه بندازي چشمت روز بد نبينه صد تا وکيل وصي پيدا ميشن که يا زير زيري موقع فاتحه خوني ليچار بارت ميکنن يا براي خيراتت تصميم گيري ميکنن که چيکارش کني و کجا بذاريش گاهي هم ميبرنش به کل خيالت راحت شه که به جاش رسيد يا هزار بار ميان از وسط عکست رد ميشن و چپ چپ نگات ميکنن که انگار داري از ناموسشون عکس ميگيري حالا بماند که تموم زمان سر خاک رو هم افرادي خيرخواه به موعظه و ايفاي نقش نزديکان سيد مشغولند ... خلاصه بياي قم کلي چيزاي ديدني داره که سرت گرم بشه و يه زيارتي هم بکني که دلت نسوزه از اين همه تغييرات آخه اوني که هيچوقت تغيير نميکنه بي بي معصومه است...

پس قرارمون پنجشنبه 29 فروردين

شهادت بي بي فاطمه معصومه (س)

با نشون شال سبز سیدی

اگه ساعت معین نکردم به رسم همیشگی: به خاطر حرف و حدیث هاست آخه ما به خاطر بی بی و سید میایم ولی دیگرون فکر میکنن بهونه میکنیم قرارمدار بذاریم ، خود سیدم اون روز صد در صد حرمه و داستانهای حرمم که براتون گفتم اون بالا ، انشالله اگه با نشون بیایم...

۲۲/۱/۱۳۸۷

***